يا عمر ، بگذار تا بر وى نماز كنم كه مرا مخيّر كردهاند ميان استغفار و ترك استغفار ، و اگر دانستمى كه اگر بر هفتاد بار استغفار زيادت كردمى او را بيامرزيدندى ، دريغ نداشتمى و بر هفتاد بار زيادت كردمى . آنگاه عمر ، رضى اللّه عنه ، دور باز شد و سيّد ، عليه السّلام ، بر وى نماز كرد . و عمر ، رضى اللّه عنه ، بعد از ان تحسّر خوردى كه چندان دليرى كه من در حضرت پيغمبر ، عليه السّلام ، كردم و چند إلحاح بر وى بنمودم ، تا باشد كه حق تعالى موافق قول من كه عمرم آيت فرو فرستد ، و بعد از ان فرو فرستاد و سيّد را ، عليه السّلام ، منع كرد از آنكه ديگر بار بر منافقان نماز كند و بجنازهء ايشان رود ، و اين بود آيت منع ، قوله تعالى :
وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ
[ 1 ] .
گفت : اى محمّد ، هرگز ديگر نماز بر منافقان مكن ، و بجنازهء ايشان مرو كه ايشان كافراند و بكفر از دنيا رفتهاند .
بعد از ان سيّد ، عليه السّلام ، نماز بر هيچ منافق نكرد و بسر گور هيچ منافق نرفت .
و در قصّهء غزو تبوك ، حق تعالى در آخر سورت براءت فرو فرستاد ، و غزو تبوك آخر غزائى بود كه پيغمبر ، عليه السّلام ، بكرده بود .
و غزاها كه پيغمبر ، عليه السّلام ، كرده است بيست و هشت [ 2 ] غزا است و يك به يك بتفصيل ياد كرده است . و مجموع اين غزوها اينست :
أوّل ، غزو أبواء .
دوم ، غزو بواط .
سوم ، غزو عشيره .
هامش
[ ( 1 - ) ] توبه ، 84 .
[ ( 2 - ) ] كذا ، و در متن عربى ( ج 4 ص 256 ) و ورق . 35 ب همين نسخهء چاپى : بيست و هفت .