تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 949

مساهمون:

ص٩٤٩
فرستاد و در آن نامه نوشته بود كه : اى برادر ، بدان كه پيغمبر ، عليه السّلام ، جماعتى از شعرا كه در مكّه بودند و او را رنجانيده بودند و هجو وى گفته بودند ، همه را برداشت و ايشان را هلاك گردانيد ، و از شعرا كه مانده‌اند ابن الزّبعرى است و هبيرة بن أبى وهب ، و ايشان نيز هم گريخته‌اند و روى در عالم نهاده‌اند . اكنون اگر تو رستگارى خود مىخواهى ، بشتاب و خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، درياب و مسلمان شو و توبه كن ، كه پيغمبر ، عليه السّلام ، هر كس كه پيش وى آيد و توبه كند و مسلمان شود او را زينهار دهد ، و اگر چه آن كس كارهاى بد كرده باشد ، و اگر سر آن ندارى كه به إسلام در آئى ، آنجا كه هستى منشين و روى در عالم نه و آواره مىشو . و كعب بن زهير پيش ازين كه اين نوشته به وى رسيدى ، اين * چند بيت بگفته بود : بيت
ألا أبلغا عنّى بجيرا رسالة * فهل لك فيما قلت ويحك هل لكا فبين لنا إن كنت لست بفاعل * على أىّ شىء غير ذلك دلّكا على خلق لم ألف يوما أبا له [ 1 ] * عليه و ما تلفى عليه أبا لكا [ 2 ] [ فإن أنت لم تفعل فلست بآسف * و لا قائل إمّا عثرت : لعا لكا ] سقاك بها المأمون كأسا [ 3 ] رويّة * فأنهلك المأمون منها و علّكا [ 4 ]
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : على خلق لم القى ما و لا انا له . [ ( 2 - ) ] در اصل : اما لكا . [ ( 3 - ) ] در اصل : المؤمنون بكاس . [ ( 4 - ) ] در اصل : و امهلك الماحون منها و هلكا .