و از اين جهت بود كه صفوان بن أميّه بعد از چند فتحها و معجزها كه بديده بود مسلمان نشده بود ، و آن روز مسلمان شد كه پيغمبر ، عليه السّلام ، اين همه عطاها بداده بود و خود را هيچ نگذاشته بود . و صفوان انديشه كرد كه اين از دست هيچ آدمى برنخيزد ، و اگر محمّد پيغمبر نبودى و بخداى آسمان و زمين واثق نبودى ، او را اين همه كرم و بخشيدن عطا زهره نبودى كه بيكبار بدادى و خود را هيچ بنگذاشتى . آنگاه هم در آن مجلس در آمد و مسلمان شد و پيش سيّد ، عليه السّلام ، آمد و گفت :
[ لقد ] أعطيت عطاء رجل لا يخاف الفقر ، أشهد أنّك رسول اللّه
[ 1 ] .
گفت : اى محمد ، تو امروز عطائى بدادى كه آن عطا كسى تواند دادن كه از درويشى انديشه نكند و واثق باشد كه در همه عالم حق تعالى او را فرونگذارد و روزى بدهد ، و مرا اين ساعت يقين شد كه تو پيغمبر خدائى و رسول بحقّى و به تو بگرويدم اين ساعت و به تو ايمان آوردم : أشهد أن لا إله إلّا اللّه ، و أشهد أنّك رسول اللّه .
و چون سيّد ، عليه السّلام ، از قسمت غنايم حنين فارغ شده بود ، ماه ذى قعدهء سنهء ثمان بود ، برفت و عمره بكرد [ 2 ] و عتّاب بن أسيد بنيابت
هامش
[ ( ) ] آميز به نظر مىرسد ، چون بعدم مشاركت انصار در تقسيم غنائم تصريح شده است ، مبنا قرار دادن عدد 12 هزار نفر خالى از اشكال نيست .
[ ( 1 - ) ] در اصل و ايا : اعطيت من حد لا مخاف لفقر . اين عبارت در روا و در متن عربى ( ج 4 ص 61 و 136 و 138 ) نيامده و در اسلام آوردن صفوان بچنين قولى اشاره نشده است . در مغازى واقدى ( ج 3 ص 964 ) چنين آمده است :
فقال صفوان : اشهد ما طابت بهذا نفس احد قط الا نبى و اشهد أنك رسول اللّه .
و در صحيح مسلم ( ج 4 ص 75 چاپ استانبول 1334 ) از قول شخص ديگرى غير از صفوان روايت شده است كه : ان محمدا ليعطى عطاء ما يخاف الفقر . و در مسند امام احمد حنبل ( ج 3 ص 175 ) نيز آمده است : فواللّه ان محمّدا ليعطى عطية رجل ما يخاف الفقر . و از مج نقل شد .
[ ( 2 - ) ] در مغازى واقدى ( ج 3 ص 959 ) اين عمره بتفصيل آمده است .