بها قوما ليسلموا ، و وكلتم إلى إسلامكم ، ألا ترضون يا معشر الأنصار أن ] يذهب النّاس بالشّاة و البعير ، و ترجعوا برسول اللّه إلى رحالكم ؟ فو الّذى نفس محمّد بيده لو لا الهجرة لكنت امرءا من الأنصار ، و لو سلك النّاس شعبا * و سلكت الأنصار شعبا ، لسلكت شعب الأنصار ، أللّهمّ ارحم الأنصار ، و أبناء الأنصار ، و أبناء أبناء الأنصار .
فبكى القوم حتّى أخضلوا [ 1 ] لحاهم ، و قالوا : رضينا برسول اللّه قسما و حظّا .
و سيّد ، عليه السّلام ، در آن روز در يك مجلس چندانى عطا بداده بود كه پادشاهان روى زمين ندادهاند آن عطا ، نه در عرب و نه در عجم ، نه پيش از پيغمبر ، عليه السّلام ، و نه پس از پيغمبر ، عليه السّلام ، از بهر آنكه آن روز دوازده هزار مرد بودند كه هر يكى چهار شتر داده بود ، اين چهل و هشت هزار باشد از شتر ، و مؤلّف قلوب [ 2 ] دو هزار بداده بود از شتر ، اين جمله پنجاه هزار باشد ، و چون اين همه بداده بود ، خود را از دنيائى چندانى بنگذاشته بود كه كمتر آحادى [ 3 ] كفايت بودى . و اين نيز ديگر هم معجزهاى بود از معجزههاى پيغمبر ، عليه السّلام ، از بهر آنكه از دست هيچ آفريدهاى برنخيزد كه بيكبار چندين عطا بدهد و خود را هيچ نگذارد . [ 4 ]
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : اخلصوا .
[ ( 2 - ) ] روا و ايا و ط : مؤلفة قلوب .
[ ( 3 - ) ] ط : كمتر كسى را .
[ ( 4 - ) ] در متن عربى بتوصيفى كه در اينجا راجع به عطاياى پيغمبر عليه السلام و اعداد مربوط به آنها آمده است اشارهاى وجود ندارد و شايد منشاء اعدادى كه در اينجا ذكر شده قولى باشد كه واقدى ( مغازى ج 3 ص 949 و تاريخ طبرى ، 1 - 1684 ) نقل كرده است به اين مضمون كه نصيبهء هر يك از افراد پياده به 4 شتر يا بجاى آن به 40 گوسفند و نصيبهء هر يك از افراد سواره به 12 شتر يا بجاى آن به 120 گوسفند بالغ مىشده است . ولى گذشته از اينكه عدد 50 هزار شتر مبالغه -