بفرمود و منجنيق ترتيب كردند و سنگ منجنيق به ايشان مىانداخت ، و اوّل كسى كه در إسلام بفرمود و منجنيق انداختند ، سيّد عليه السّلام ، بود . و بيست روز بسر [ 1 ] حصار ايشان داد و شب و روز با ايشان جنگ مىكرد ، و فرموده بود و رزهاى طائف مىبريدند و باغها خراب مىكردند ، تا نزديك آن بود كه بزينهار درآمدندى . 159
و سيّد ، عليه السّلام ، در شب خوابى بديد و روز ديگر آن خواب با أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، حكايت كرد . [ أبو بكر ] گفت : يا رسول اللّه ، اين خواب چنان مىنمايد كه ترا امسال دستورى ندادهاند كه طائف را بگشايى .
سيّد ، عليه السّلام ، گفت : همچنين است كه تو مىگوئى ، كه من نيز همين تأويل كردم . و آن خواب آن بود كه : سيّد ، عليه السّلام ، بخواب ديده بود كه قدحى بزرگ پر از مسكه * در پيش وى آوردند و بنهادند ، و خروسى بيامد و منقار در آن قدح زد و آن را در افگند و آن مسكه به زمين فرو ريخت .
و سيّد ، عليه السّلام ، از زنان خود دو با خود آورده بود بغزو طائف : أمّ سلمه ، رضى اللّه عنها ، و [ يكى ] ديگر [ 2 ] . و از بهر ايشان هر يك قبّهاى بزده بود .
و بعد از ان كه سيّد ، عليه السّلام ، اين خواب بديده بود ، خويله ، دختر حكيم بن أميّه كه زن عثمان بن مظعون بود ، ببر پيغمبر ، عليه السّلام ، آمد و گفت : يا رسول اللّه ، چون طائف را بگشايى پيرايهء دختر غيلان بن سلمه [ 3 ] يا پيرايهء فارعه [ 4 ] بنت عقيل از أهل طائف به من ده ، و
هامش
[ ( 1 - ) ] بر طبق متن عربى از قول ابن اسحاق بيست و چند شب و از قول ابن هشام هفده شب .
[ ( 2 - ) ] در تاريخ طبرى ( 1 - 1671 ) از قول واقدى ، و در مغازى واقدى ( ج 3 ص 926 ) :
زينب بنت جحش .
[ ( 3 - ) ] در متن عربى ج 4 ص 127 : غيلان بن مظعون بن سلمه .
[ ( 4 - ) ] در اصل و ساير نسخ فارسى بخلاف متن عربى ج 4 ص 127 : يا پيرايهء دختر فارعه .