يفتح اللّه [ 1 ] على يديه ، ليس بفرّار .
گفت : علم خود فردا به مردى دهم كه وى خداى و پيغمبر دوست دارد ، و حق تعالى اين فتحها و فتح اين حصنها بدست وى خواهد آوردن [ 2 ] ، و هرگز وى از كافران پشت نداده است ، و نگريخته است [ 3 ] ، و مردم ندانستند كه سيّد ، عليه السّلام ، آن سخن كرا مىگويد و همه منتظر آن بودند كه تا فردا علم به كى مىدهد . روز ديگر على ، رضى اللّه عنه ، بخواند ، و على بن أبى طالب درد چشم مىكرد [ 4 ] ، و بادى در چشم وى دميد [ 5 ] ، هم در حال درد از چشم وى بدر شد [ 6 ] ؛ پس گفت :
يا على ، خذ هذه الرّاية ، فامض بها حتّى يفتح اللّه . عليك .
گفت : يا على ، اين علم برگير و زير حصن حصين رو و جنگ مىكن تا آنگاه كه حق تعالى اين حصنها بدست تو بگشايد ، پس مرتضى على ، كرّم اللّه وجهه ، علم برگرفت و مىدويد تا بدر حصار خيبر فرو زد ، بعد از ان مبارزان يهود از حصن يك يك بيرون مىآمدند و جنگ مىكردند ، و مرتضى على هر يكى از ايشان به يك ضربت هلاك مىكرد ، و بعد از ان گروه گروه بيرون مىآمدند و جنگ مىكردند و مرتضى على ، رضى اللّه عنه ، همچنين هر يكى ضربتى مىزد و هلاك مىكرد ، و بعضى مىكشت و بعضى باز حصار مىرفتند ، تا آن وقت كه گروهى بيكبار [ 7 ] از حصن بيرون آمدند و
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : و يفتح اللّه .
[ ( 2 - ) ] روا : برخواهد آوردن .
[ ( 3 - ) ] روا : پشت نخواهد دادن و نگريزد .
[ ( 4 - ) ] روا : پارهاى درد چشم مىكرد .
[ ( 5 - ) ] متن عربى ج 3 ص 349 : فتفل فى عينه .
[ ( 6 - ) ] روا : برخاست . ايا : جدا شد .
[ ( 7 - ) ] روا . گروهى بسيار .