تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١
كه هيچ چيز بد از عايشه نديدم و او را هيچ عيب ندانستم ، بجز آنكه من وقتها چون خمير كردمى [ 1 ] او را گفتمى : بنشين و آن را نگاه مىدار و من بشغلى ديگر برفتمى ، و چون باز آمدمى ، وى غافل [ 2 ] شده بودى و گوسفند آمده بودى و آن عجين [ 3 ] خورده بودى ، و من جز ازين به وى هيچ عيب ديگر نديدم . بعد از ان سيّد ، عليه السّلام ، برخاست و بخانهء پدرم آمد و من نشسته بودم و مىگريستم و زنى ديگر از أنصار با من بموافقت مىگريست ، و چون سيّد ، عليه السّلام ، به زمين نشست ، أوّل حمد و ثناى خداى بگفت ، بعد از ان روى باز من كرد و گفت : اى عايشه ، بسمع تو رسيده باشد اين سخنها كه مردم در حقّ تو گفته باشند ، اكنون از خداى بترس و اگر كارى بد كرده‌اى توبه بكن از ان ، كه خداى تعالى قبول كنندهء توبهء بندگانست . عايشه ، رضى اللّه عنها ، گفت كه : چون سيّد ، عليه السّلام ، اين سخن مرا بگفت ، از غبن و حيف آن آب از ديدهء من باز ايستاد و گريستن بر من منقطع شد و زمانى انتظار كردم كه مادرم و پدرم جواب سخن وى باز دهند ، كه من خود را * حقيرتر از ان [ 4 ] مىدانستم كه حق سبحانه و تعالى آيت براءت در حقّ من فرو فرستد [ 5 ] ، لكن با اين همه اميد [ 6 ] مىداشتم كه سيّد [ 7 ] ، عليه السّلام ، در خوابى حال من معلوم شود بطريقى از غيب كه من بى گناهم ، أمّا توقّع آن نمىداشتم كه حق سبحانه و تعالى آيتى از بهر من فرو فرستد و براءت ساحت من در ان پيدا شود و در مساجد و محاريب تا بقيامت همى خوانند . پس
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : كردى ، و بر طبق ساير نسخ ضبط شد . [ ( 2 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ : غائب ، و در متن عربى ج 3 ص 314 : فتنام عنه . [ ( 3 - ) ] روا و ط : خمير . [ ( 4 - ) ] در اصل : بخلاف ساير نسخ : ايشان . [ ( 5 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ : فرو فرستاد . [ ( 6 - ) ] روا : اوميد . [ ( 7 - ) ] كذا در جميع نسخ فارسى بحذف : را .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 791 | قاضى ابرقوه