وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ
[ 1 ] - إلى آخره .
و چون اين آيت فرو فرستاد ، سيّد ، عليه السّلام ، نواخت ايشان بكرد و ايشان را بدل خوشى * از پيش خود گسيل كرد و كس به ايشان فرستاد و زكات از ايشان بستد .
و حديث دروغ كه بر عايشه بستند هم در اين غزو بود و حكايت آن نيز بشرح گفته آيد ، إن شاء اللّه تعالى .
حديث إفك كه بر عايشه بستند
محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه :
عايشه ، رضى اللّه عنها ، خود حكايت كرد كه : سيّد ، عليه السّلام ، قاعدهء وى چنان بودى كه هر گاه كه بغزوى شدى ، قرعه ميان زنان بزدى و هر كس كه قرعه بر وى افتادى او را با خود ببردى . پس چون بغزو بنى المصطلق بود [ 2 ] ، قرعه به من افتاده بود و مرا با خود ببرده بود ، و زنان عرب در آن وقت طعام كمتر خوردندى و سمانت و ضخامت بر ايشان كمتر ظاهر شدى ، و از بهر من هودجى ساخته بودند و چند تن معيّن كرده بودند از بهر خدمت من . و چون وقت رحلت بودى ، در هودج نشستمى و آن مردمان بيامدندى و گوشهء هودج برگرفتندى و بر شتر نهادندى و محكم ببستندى ، و يكى زمام شتر بگرفتى و مىكشيدى و با قافله مىرفتى . پس هم در اين حال بود تا سيّد ، عليه السّلام ، از غزو بنى المصطلق فارغ شد و از آنجا باز گرديدند و روى باز مدينه نهادند . چون بنزديك رسيديم ، بشب منزلى فرود آمديم و سحر از آن جايگاه كوچ كردند و ، چون به أسباب رحلت مشغول
هامش
[ ( 1 - ) ] حجرات ، 6 و 7 .
[ ( 2 - ) ] روا و ط : مىرفت .