تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 784

مساهمون:

ص٧٨٤
درآمدند . و چون قوم بنى المصطلق به إسلام درآمدند ، سيّد ، عليه السّلام ، وليد بن عقبه را بفرستاد تا از ايشان زكات بستاند ، پس چون ايشان بشنيدند كه عامل زكات پيغمبر ، عليه السّلام ، [ خواهد ] رسيدن [ 1 ] ، جمله برنشستند و به استقبال وى شدند ، و وى بترسيد ، پنداشت كه وى را بخواهند كشت و هم از آنجا بازگرديد و باز خدمت سيّد ، عليه السّلام ، آمد و گفت : يا رسول اللّه ، قوم بنى المصطلق مرا بخواستند كشت و زكات ندادند ، مسلمانان گفتند : پس ايشان مرتد شدند ، اكنون بغزو ايشان بايد شدن [ و ] پيوسته سيّد را ، عليه السّلام ، تحريض مىكردند از بهر آنكه عزم غزو ايشان كند . بعد از ان سيّد ، عليه السّلام ، عزم آن كرد كه برود بغزو ايشان . در اين حال رسولان بنى المصطلق برسيدند و تحفها بياوردند و گفتند : يا رسول اللّه ، ما چون شنيديم كه عامل تو بر ما خواهد آمدن ، جمله برنشستيم كه وى را استقبال كنيم و او را إعزاز و إكرام كنيم و فرود آوريم و زكات به وى تسليم كنيم ، پس چون ما را از دور بديد ، پشت بر كرد [ 2 ] و بازگرديد و نزد ما خود نيامد و در خدمت تو گفته است كه ما او را خواستيم كشتن ، اكنون ما به خدمت تو آمديم كه سوگند خوريم كه ما را عزم كشتن وى نبود و جز عزّ و احترام و تيمار داشت وى ما [ را ] نيّتى ديگر نبود . پس سيّد ، عليه السّلام ، متردّد شد ميان سخن ايشان و ميان سخن عامل خود كه بريشان فرستاده بود ، و در اين حال حق تعالى آيت فرو فرستاد و تصديق قول ايشان كرد و فسق و كذب وليد بن عقبه ثابت كرد ، قوله تعالى :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ .
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : رسيدند . [ ( 2 - ) ] روا : پشت بداد .