مىانداخت ، [ و سلمة بن الأكوع چنان دويدى كه اسب تازى به وى نرسيدى ، در دنبالهء سواران مىدويد و تير مىانداخت ] 123 ، و هر تيرى كه بينداختى گفتى :
خذها و أنا ابن الأكوع ، اليوم يوم الرّضع .
و چون خبر به مدينه رسيد ، مسلمانان بتعجيل در پيش سيّد ، عليه السّلام ، مىدويدند . و أوّل كسى كه پيش سيّد ، عليه السّلام ، آمد مقداد بن أسود [ 1 ] بود ، و بعد از ان عبّاد بن بشر بود ، و بعد از وى سعد بن زيد بود ، و بعد از وى أسيد بن ظهير بود ، و بعد از وى عكّاشة بن محصن بود ، و بعد از وى محرز بن نضله ، 124 و بعد از وى أبو قتادة الحارث [ 2 ] بود ، و بعد از وى أبو عيّاش عبيد بن زيد [ بن ] الصّامت بود . پس چون چند سرور [ 3 ] پيش سيّد ، عليه السّلام ، جمع آمدند ، سيّد ، عليه السّلام ، سعد بن زيد سر [ 4 ] ايشان كرد و ايشان را از دنبالهء ايشان بفرستاد از پيش ، و سيّد ، عليه السّلام ، بعد از ان با لشكر باقى بيرون شد . 125 و اوّل سوارى كه به ايشان رسيد محرز بن نضله بود و بعد از ان أبو قتادة الحارث [ 2 ] ، و جنگ با ايشان مىكرد تا وى را بكشتند و بعد از ان سواران ديگر در رسيدند . و أبو قتاده به أوّل كسى كه رسيد برادر عيينة بن حصن [ 5 ] بود كه دريافت و او را بكشت ، و عكّاشة بن محصن چون در رسيد * دو سر از كافران دريافت ، پدرى و پسرى و هر يكى بر شترى نشسته بودند ، و يكى نيزه براند و بر هر دو زد و هر دو را بكشت و از شتر بيفگند . و عيينة بن حصن ، چون ديد كه لشكر سيّد ، عليه السّلام ، رسيدند ، باز نايستادند خود و لشكر ، و اشتر گلّه بعضى رها كردند و بعضى در
هامش
[ ( 1 - ) ] متن عربى ج 3 ص 294 : مقداد بن عمرو ، و هو الذى يقال له : المقداد بن الاسود .
[ ( 2 - ) ] در اصل : ابو قتادة بن الحارث .
[ ( 3 - ) ] روا : چند صحابه .
[ ( 4 - ) ] روا : سردار . ايا و ط و پا : سرور .
[ ( 5 - ) ] كذا در اصل و ساير نسخ فارسى و بر طبق متن عربى ج 3 ص 297 پسر عيينة بن حصن بنام حبيب ، اول كسى است كه بقتل رسيده است .