برنخيزند [ 1 ] . پس چون سيّد ، عليه السّلام ، نزديك ايشان رسيد آگاهى يافته بودند و از پيش برخاسته بودند . و سيّد ، عليه السّلام ، چون بشنيد كه ايشان رفتهاند ، * گفت : منزلى ديگر به پيش رويد و در عسفان مقام كنيد ، تا بارى چون بنى لحيان نيافتيم ، قريش بشنوند و گويند كه از بهر ما آمدهاند .
پس چون به عسفان رسيدند ، سيّد ، عليه السّلام ، از آن جايگاه بازگرديد و باز مدينه آمد ، و چون بنزديك [ مدينه ] رسيد اين كلمات بگفت :
آئبون تائبون إن شاء اللّه لربّنا حامدون ، أعوذ باللّه [ 2 ] من وعثاء السّفر ، و كآبة المنقلب ، و سوء المنظر فى الأهل و المال [ 3 ] .
غزو نوزدهم غزو ذى قرد بوده است
چون سيّد ، عليه السّلام ، از غزو بنى لحيان بازگرديد دير برنيامده بود [ 4 ] كه عيينة بن حصن بن حذيفة الفزارى با لشكرى از قوم غطفان بيامدند و اشتر گلّهء أهل مدينه ببردند از بيرون مدينه ، و مردى و زنى [ با شتر گله بودند ، مرد را بكشتند و زن را با خود ببردند ، و سلمة بن الأكوع بيرون مدينه ] بكارى رفته بود ، بسر تلّى برآمد و سواران بسيار ديد كه اشتر گلّهء پيغمبر ، عليه السّلام ، و أصحاب [ 5 ] در پيش گرفته بودند [ 6 ] و مىبردند . پس بانگ بزد و در مدينه آواز وى بشنيدند و خود از دنبالهء سواران مىدويد و تير بديشان
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : نگريزند .
[ ( 2 - ) ] در اصل : اعوذ بك .
[ ( 3 - ) ] در اصل : المال و الولد .
[ ( 4 - ) ] بنابرين در تاريخ جمادى الاولاى سال ششم و در مغازى واقدى ( ج 2 ص 537 ) ربيع الاخر سال ششم و در تاريخ طبرى ( 1 ص 1502 ) ذىحجهء سال ششم يا اول سال هفتم .
[ ( 5 - ) ] بر طبق متن عربى ج 3 ص 294 اين اشتر گله فقط به پيغمبر تعلق داشته است .
[ ( 6 - ) ] در اصل : بود ، و بر طبق روا و ايا ضبط شد .