تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
بر پاى خاستى و موعظه آغاز كردى و تقويت كار سيّد ، عليه السّلام ، بكردى و ستايش سيّد ، عليه السّلام ، بگفتى و مردم را بمتابعت و مطاوعت وى فرمودى ، و اين همه از نفاق مىكرد ، ليكن نفاق وى ظاهر نشده بود و بدان سبب مسلمانان از وى إغضاء [ 1 ] مىكردند و هيچ تعرّض به وى نمىرسانيدند . و چون روز أحد درآمد و خود باز پس گشت و منافقان از دنبالهء سيّد ، عليه السّلام ، باز گردانيد و بغزو أحد نرفت ، نفاق وى ظاهر شد و مسلمانان بدانستند [ 2 ] كه وى آن همه از نفاق مىكرد ، پس آن ساعت كه نفاق وى ظاهر شده بود ، چون روز جمعه [ 3 ] در آمد ، سيّد ، عليه السّلام ، بخطبه گفتن درآمد ، عبد اللّه بن أبىّ بقاعدهء خود برخاست [ 4 ] تا همچنان موعظه گويد و ستايش سيّد ، عليه السّلام ، كند و مردم را متابعت و طاعت دارى وى [ 5 ] فرمايد ، مسلمانان برخاستند و دامن وى فرو كشيدند و گفتند : اى دشمن خداى ، چون نفاق تو ظاهر شد تو سزاى آن نباشى كه [ 6 ] در چنين جائى سخن گوئى ، بنشين . پس عبد اللّه بن [ أبىّ بن ] سلول ، چون چنان ديد ، خجل شد و برنجيد و از بهر نماز ننشست [ 7 ] و بر پاى خاست و از مسجد بيرون شد . و چون از مسجد بيرون آمده بود ، يكى از أنصار به نماز مىآمد [ 8 ] * و او را ديد كه وقت نماز از مسجد بيرون آمده بود و [ مىرفت ] ، گفت : يا عبد اللّه ، چونست كه در چنين وقتى از مسجد بيرون آمده‌اى و مىروى ؟ گفت : من برخاستم كه موعظه گويم و كار محمّد تقويت كنم [ 9 ] ، پس جماعتى از
هامش
[ ( 1 - ) ] اغضاء ، چشم فروخوابانيدن ( منتهى ) . [ ( 2 - ) ] روا : يقين بدانستند . [ ( 3 - ) ] روا : جمعهء ديگر . [ ( 4 - ) ] ساير نسخ : برپاى خاست . [ ( 5 - ) ] ايا : مطاوعت و فرمان بردارى وى . [ ( 6 - ) ] روا : تو را نرسد كه . [ ( 7 - ) ] روا : توقف نكرد . [ ( 8 - ) ] روا : نماز كردن مىشد . ايا و پا : به نماز مىرفت . [ ( 9 - ) ] ساير نسخ : تقويت دهم .