تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
عهدى داريد بدين سخن كه مىگوئيد ؟ يعنى در تورات بديده‌ايد ، بدين سبب تا حق تعالى عهد خود خلاف نكند ؟ يا چيزى به وهم مىگوئيد كه آن نمىدانيد و حكم آن از بر خود بر خداى مىگوئيد ، كه آن حكم بهتان و باطل است . اى محمّد ، ايشان را بگوى كه : چنين نيست كه شما مىگوئيد ، بلكه [ 1 ] عذاب دوزخ كافران را جاويد خواهد بودن و نعيم بهشت مؤمنان را جاويد خواهد بودن . و ديگر حكايت آنست كه : جماعتى از [ علماى [ 2 ] ] يهود به حضرت پيغمبر ، عليه السّلام ، آمدند و گفتند : يا محمّد ، ما ترا از چهار چيز بپرسيم ، اگر ما را بصواب جواب باز دهى ، همه متابعت تو كنيم و بدين تو درآئيم و قوم خود را بفرمائيم تا ايشان نيز متابعت تو كنند . سيّد ، عليه السّلام ، ازيشان عهد خواست كه : چون جواب اين مسألها بصواب جواب بيابند ، إنكار نكنند و به اسلام درآيند . بعد از ان ايشان را گفت : بپرسيد تا چه خواهيد پرسيدن . ايشان گفتند : اى محمّد ، ما را بگوى كه فرزند ، چون به وجود مىآيد ، چرا بمادر مىماند و نطفه از پدر است ؟ سيّد ، عليه السّلام ، گفت : هيچ مىدانيد كه نطفهء مرد غليظ و سفيد است و نطفهء زن زرد و تنك است ؟ گفتند : * بلى . گفت : پس بدانيد كه : چون نطفهء مرد بنطفهء زن غلبه كند ، فرزند شبه پدر گيرد و اگر نطفهء زن بر نطفهء مرد غلبه كند ، فرزند شبه مادر گيرد . گفتند : راست گفتى . و ديگر پرسيدند كه : بگو يا محمّد ، كه خواب تو چگونه است ؟ گفت : هيچ مىدانيد كه موسى ، عليه السّلام ، چون بخفتى ، چشم وى در خواب بودى و دل وى بيدار بودى ؟ گفتند : بلى . گفت : خواب من نيز همانست . تنام عينى و لا ينام قلبى [ 3 ] .
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : كه عذاب ، و از روا و ط متابعت شد . [ ( 2 - ) ] از روا نقل شد . [ ( 3 - ) ] در متن عربى ج 2 ص 192 : تنام عينى و قلبى يقظان .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 502 | قاضى ابرقوه