سخت صادق بود و روز أحد ، پسر حاطب بن أميّه ، كافران او را زخم بسيار زدند و چون وى را به مدينه بازآوردند و مردم بعيادت وى و پرسش وى مىرفتند ، بعد از ان او را تهنيت كردند و گفتند : خنك [ 1 ] ترا كه شهيد از دنيا مىروى . پدرش حاطب كه منافق بود به استهزا مىگفت : هان هان بهشت او را خواهد بودن ، شما اين مسكين را بفريفتيد تا جان بر سر شما نهاد . آنگه در حقّ وى و ديگر منافقان حق تعالى اين آيت فرو فرستاد . قوله تعالى :
وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً [ 2 ]
.
و ديگر منافقان هم در روز أحد گفتند : اگر ما را به حال خود گذاشته بودى اين محمّد ، اين مصيبتها بما نرسيدى ، و در حقّ ايشان اين آيت ديگر فرود آمد . قوله تعالى :
يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما فِي صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ [ 3 ]
.
و ديگر از منافقان قزمان منافق بود * كه در روز أحد با مسلمانان بود و جنگ مىكرد ، تا از كافران زخمى چند بسيار به وى رسيد . و بعد از ان او را به مدينه باز آوردند و مسلمانان بپرسش وى مىرفتند و او را تهنيت مىكردند كه : خنك ترا كه از زخم كافران شهيد خواهى شد ، و او مىگفت كه : من از بهر تعصّب قوم خود جنگ كردم . و پيغمبر ، عليه السّلام ، پيش از ان در حقّ وى گفته بود كه : وى از أهل دوزخ است . [ چون روز
هامش
[ ( 1 - ) ] روا و ط : خنك باد .
[ ( 2 - ) ] احزاب ، 12 .
[ ( 3 - ) ] آل عمران ، 154 .