تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧

باب بيست و چهارم در مناظرهء سيّد عليه السّلام با يهود و نصارى [ و منافقان ]

محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه : حارث بن سويد از جملهء منافقان بود ، و در روز أحد با مسلمانان [ 1 ] برخاست و بجنگ شد ، و در جاهليّت خونى داشت با دو تن از أنصار [ 2 ] ، و فرصت طلبيد و ايشان را هر دو بكشت و مرتدّ شد و باز پشت كافران گرديد و با مسلمانان جنگ مىكرد . بعد از ان چون به مدينه باز آمد ، سيّد ، عليه السّلام ، عمر را بفرمود ، تا هر كجا كه وى را دريابد وى را بكشد 65 . او از بيم عمر بگريخت و به مكّه شد . و بعد از مدّتى اين حارث پيغام فرستاد ببرادر خويش جلاس بن سويد ، و برادرش مسلمان بود ، و گفت : اگر توبهء [ من [ 3 ] ] قبول بود ، تا بيايم و توبه كنم و باز مسلمانى آيم . برادرش برفت و اين حال با پيغمبر ، عليه السّلام ، بگفت . حق تعالى اين آيت فرو فرستاد و گفت : توبهء وى قبول نبود و آيت كه فرود آمد اين بود :
كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
[ 4 ] . و ديگر از منافقان نبتل بن حارث بود ، پيغمبر ، عليه السّلام ، در حقّ وى گفت :
هامش
[ ( 1 - ) ] روا و ط : آن روز كه غزو احد بود با مسلمانان . [ ( 2 - ) ] نام اين دو تن در متن عربى ج 2 ص 167 آمده است . [ ( 3 - ) ] از روا و ط نقل شد . [ ( 4 - ) ] آل عمران ، 86 .