تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
بعد از ان ، آن كاغذ برگرفتم و مىخواندم و در ان فرو نگرستم و مرا معلوم گشت كه مقصود از آن آيت آنست كه : حق تعالى توبهء بندگان خود قبول كند ، و اگر چه ايشان بنفس خود ظلم كرده باشند [ 1 ] . هشام گفت : چون مرا اين معلوم شد ، در حال برخاستم و اشترى برگرفتم و برنشستم و روى در مدينه نهادم و بيامدم و ديگر بار مسلمان شدم . و روايتى ديگر در اسلام وى آنست كه : چون سيّد ، عليه السّلام ، به مدينه هجرت كرد ، روزى گفت : كى باشد كه برود و هشام بن العاصى و عيّاش ابن [ أبى ] ربيعه را پيش من آورد ؟ [ وليد بن ] وليد بن المغيره بر پاى خاست و گفت : يا رسول اللّه ، من بروم و ايشان را پيش تو آورم ، و ايشان هر دو در مكّه محبوس داشته بودند . وليد گفت : برخاستم و به مكّه آمدم ، اتّفاق را زنى ديدم كه طعامى داشت و جائى مىبرد ، گفتم [ 2 ] : اى زن ، اين طعام كجا مىبرى ؟ گفت : ببر اين محبوسان مىبرم ، يعنى هشام بن العاصى و عيّاش بن [ أبى ] ربيعه . وليد گفت : من از پى آن زن برفتم و آن خانه به چشم كردم ، و اتّفاق آن خانه را سقف نداشت . چون شب درآمد ، برخاستم و به ديوار آن خانه بر رفتم و به اندرون آن در شدم و قيدهاى ايشان بر سنگى نهادم و شمشير بدان زدم [ 3 ] و آن را بشكستم و ايشان را بيرون آوردم و بر شتر خود نشاندم ، و من خود پياده مىرفتم ، تا ايشان را به مدينه آوردم ، به خدمت پيغمبر ، عليه السّلام . و اين روايت چنانست كه ايشان از اسلام بيرون نيامده بودند [ 4 ] و در عذاب و حبس كافران صبر مىكردند [ 5 ] ، تا حق تعالى ايشان را خلاص داد . 56
هامش
[ ( 1 - ) ] روا و ط : + و از مسلمانى بكافرى رفته باشند . [ ( 2 - ) ] روا و ط : وليد برخاست و به مكه آمد . . . ديد . . . گفت . متن عربى ج 2 ص 120 : فقال الوليد . . . فخرج الى مكه فقدمها مستخفيا ، فلقى امرأة . . . فقال لها . [ ( 3 - ) ] روا و ط : بران فرو كوفتم . [ ( 4 - ) ] روا و ط : تبرا ننموده بودند . [ ( 5 - ) ] در اصل : مىكردم .