پس اين هفتاد و سه تن با مصعب بن عمير بيامدند [ 1 ] ، چون به مكّه رسيدند ، مصعب بن عمير به [ خدمت ] پيغمبر ، عليه السّلام ، فرستادند 52 و حال با وى بگفتند . سيّد ، عليه السّلام ، مصعب را گفت : ايشان را بگذار [ 2 ] ، تا چون از مناسك و أركان حجّ فارغ شوند ، شب دوم أيّام التّشريق بگوى ، تا به عقبه [ 3 ] از بهر بيعت حاضر شوند ، چنان كه هيچ كس [ را ] [ 4 ] از أهل مكّه بر اين بيعت اطّلاع نيفتد . پس مصعب بن عمير برفت و اين أحوال با ايشان بگفت و ميعاد بيعت معيّن كرد و ايشان را بمناسك و أعمال حجّ مشغول كرد . و چون شب دوم بود از أيّام التّشريق ، چنان كه ثلثى از شب گذشته بود ، برخاستند و پنهان از ميان قافله بدر شدند [ 5 ] ، بعد از زمانى سيّد ، عليه السّلام ، با عمّ خود عبّاس بيامد به پيش ايشان [ 6 ] ، و عبّاس ، رضى اللّه عنه ، در آن وقت هنوز به اسلام نيامده بود ، أمّا عظيم مشفق و مهربان بود بر سيّد ، عليه السّلام ، و سيّد ، عليه السّلام ، بعد از ابو طالب اعتماد بر وى داشت از جملهء قريش و كارها بمشورت وى كردى . چون بنشستند ، اوّل عبّاس گفت : اى قوم انصار ، مىدانيد كه محمّد بنزد ما چه عزيز و مكرّم و محترم است و نمىخواهيم كه يك لحظه از پيش وى خالى شويم و وى از پيش ما خالى شود و جانب وى از مكايد أعدا مصون و محروس مىداريم و مراقب أحوال وى باشيم [ 7 ] ، ليكن چون ميل
هامش
[ ( 1 - ) ] روا و ط : برخاستند و روى در مكه نهادند .
[ ( 2 - ) ] در اصل و ايا و پا : بگوى ، و بر طبق روا ضبط شد .
[ ( 3 - ) ] در اصل : بجمرة العقبه ، و در متن عربى ج 2 ص 81 : العقبة الثانية .
[ ( 4 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 5 - ) ] روا و ط : بيرون آمدند و بهوادى العقبه پيش جمرهء دوم شدند ، چنان كه ايشان را فرموده بود ، بنشستند و انتظار آمدن پيغامبر صلى اللّه عليه مىكردند . و در متن عربى ج 2 ص 84 چنين آمده است : حتى اجتمعنا فى الشعب عند العقبه .
[ ( 6 - ) ] روا و ط : بيامد با عم خود عباس بنشست .
[ ( 7 - ) ] در اصل : خالى شوم و وى از پيش من . . . . مىدارم و مراقب احوال وى مىباشم ، و بمتابعت از مدلول متن عربى ج 2 ص 84 بر طبق ساير نسخ ضبط شد .