آوريد [ 1 ] و بدين محمّد درآئيد . پس چون سعد بن معاذ اين بگفت ، هنوز شب در نيامده بود كه مردم قبيله ، زن و مرد جمله ايمان آورده بودند [ 2 ] . بعد از ان أسعد ابن زراره و مصعب بن عمير باز مدينه آمدند و بقاعده دعوت خلق مىكردند و ترغيب مردم به اسلام مىكردند ، تا در جمله خانهاى مدينه هيچ خانه نبودى كه از زن و مرد چندى مسلمان نشده بودند و دين حق گرفته [ 3 ] بودند 51 . و هر روز كه برآمدى ، اسلام در مدينه زيادت مىشد و دين پيغمبر ، عليه السّلام ، ظاهرتر مىشد ، تا بدين حال مدّت يك سال برآمد ، و چون موسم حاجّ برسيد و قافله بيرون خواست آمدن ، مصعب بن عمير باز مكّه آمد و هفتاد و سه مرد از أنصار با وى برفتند و با پيغمبر ، عليه السّلام ، بيعت كردند .
فصل سوم در بيعت أنصار [ دوم بار [ 4 ] ] با سيّد عليه الصّلاة و السّلام [ با شرط حرب [ 4 ] ]
* محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه :
چون موسم حاجّ درآمد ، مصعب خواست كه باز مكّه رجوع كند ، و هفتاد و سه مرد از أنصار كه مسلمان شده بودند و مهتران و معروفان قوم بودند ، اتّفاق كردند و با مصعب بن عمير قصد خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، كردند ، تا بروند و با وى بيعت كنند و تقرير دهند و پيغمبر ، عليه السّلام ، به مدينه آورند [ 5 ] ، و از بهر نصرت اسلام با وى يكى شوند و جان و مال در كار وى [ 6 ] كنند ، و أهل مدينه بطاعت وى درآورند و دشمنان و مخالفان وى از راه بردارند .
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : آورى ، و از ساير نسخ متابعت شد .
[ ( 2 - ) ] روا : به اسلام درآمده بودند .
[ ( 3 - ) ] كذا در جميع نسخ فارسى و بر حسب قاعده و قرينه : نگرفته .
[ ( 4 - ) ] از روا و ط نقل شد .
[ ( 5 - ) ] در اصل : آوردند .
[ ( 6 - ) ] روا و ط : جان و مال فداى وى .