عمير از أصحاب خود با ايشان بفرستاد ، تا برود به مدينه و قرآن و شريعت [ 1 ] ايشان را درآموزد و معالم دين اسلام ايشان را بيان كند ، و از اين جهت مصعب بن عمير را مقرى مدينه خواندند . پس چون به مدينه آمدند ، مصعب بن عمير در خانهء أسعد بن زراره فرود آوردند ، و وى با ايشان نماز مىكرد و ايشان را قرآن و أحكام شريعت درمىآموخت و از معالم اسلام ايشان را خبر باز مىداد ، تا جماعتى ديگر به اسلام درآمدند و اسلام در هر قبيلهاى از أهل مدينه آشكارا شد . تا بعد از ان * مسجدى بنا كردند ، و بعد از ان بارى تبارك و تعالى نماز جمعه فرض كرد و پيغمبر ، عليه السّلام ، پيغام به مدينه فرستاد به مصعب بن عمير كه نماز جمعه بكند ، و وى نماز بكرد با ايشان ، و ايشان دوازده تن بودند كه نماز جمعه بكردند . و قولى ديگر هست كه چهل تن بودند [ 2 ] . و هر روز جمعه جماعتى كه به اسلام درآمده بودند ، در مسجد حاضر شدندى ، و چون نماز جمعه كرده بودندى [ 3 ] ، مردم را به اسلام دعوت مىكردندى . و قولى هست كه اوّل بار كه نماز جمعه در مدينه بكردند مردم بشمردند و چهل مرد بودند . و نخست أسعد بن زراره فرموده بود و در مدينه نماز جمعه كردند .
و حديث صحيح است [ 4 ] كه : چون نماز جمعه فرض شد ، پيغمبر ، عليه السّلام ، پيغام فرستاد به مصعب بن عمير كه نماز جمعه فرض شده است ، مىبايد كه روز جمعه [ 5 ] بعوض نماز پيشين دو خطبه بكنى ، و چون خطبه بكنى دو ركعت نماز بكنى . و چون خبر به مصعب بن عمير آوردند ، در خانهء سعد بن
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : احكام شريعت .
[ ( 2 - ) ] در متن عربى ج 2 ص 77 : راجع به دوازده تن بودن ايشان تصريح نشده و فقط قول دوم ذكر شده است .
[ ( 3 - ) ] روا : گزارده بودند .
[ ( 4 - ) ] در اصل : حديث در صحيح است ، و از ايا و پا متابعت شد .
[ ( 5 - ) ] ايا و پا : روز آدينه ، و در اصل : نماز جمعه .