قومى از يهود مخالفت و عداوت بود و هر گاه كه ميان ايشان منازعت برخاستى و بمجادلت و خصومت برخاستندى [ 1 ] ، قوم يهود ايشان را تهديد كردندى و گفتندى : اى قوم خزرج ، نزديك شد [ 2 ] كه پيغمبر آخر الزّمان ظاهر شود و آن وقت ما جواب ايشان باز دهيم و شما را ، چون قوم عاد و ثمود و إرم [ 3 ] ، بقتل آوريم ، و اوّل قومى كه متابعت وى كنند ، چون وى ظاهر شود ، ما باشيم ، چرا كه ما أهل كتابايم و أحوال وى مىدانيم .
پس چون قوم خزرج اين حكايت از ايشان مىشنودند ، آن سخنها در گوش مىداشتند . پس چون پيغمبر ، عليه السّلام ، قرآن بر ايشان برخواند و راه اسلام بر ايشان عرض كرد و ايشان را بياگاهانيد كه وى پيغمبر خداى است و بكافّهء خلق مبعوث است ، با هم گفتند كه : اى قوم ، بدانيد كه : اين آن پيغمبر است كه يهود ما را وعده دادهاند و ما را تهديد مىكردند [ 4 ] ، اكنون بيائيد ، تا پيشتر از آنكه يهود بر ما سبق برند ، ما خود متابعت وى كنيم و بدين وى درآئيم . بعد از ان همه راضى شدند و تصديق پيغمبر ، عليه السّلام ، كردند و به وى ايمان آوردند و مسلمان شدند و گفتند : يا رسول اللّه ، هيچ قوم اندر عرب كينه و عداوت چنان نورزند كه قوم ما ، و در جنگ و محاربت هيچ قوم با ايشان برنيايند ، اكنون اگر دستورى مىدهى ، تا برويم و قوم خود را به اسلام دعوت كنيم و از ظهور تو ايشان را خبر باز دهيم ، پس اگر توفيق مدد دهد و ايشان را به اسلام درآيند ، تو فارغ باش كه در عالم از تو هيچ عزيزتر كسى نباشد و هيچ كس با تو برنيايد ، و شب و روز به خدمت تو باز ايستند و نصرت ترا
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : برخاستى .
[ ( 2 - ) ] ساير نسخ : زود باشد .
[ ( 3 - ) ] روا و ط و متن عربى ج 2 ص 70 : عاد و ارم .
[ ( 4 - ) ] روا و ط : كه يهود ما را از ان خبر باز دادهاند و در جنگ و محاربت ما را به وى تهديد كردهاند .