باب بيستم در بيعت انصار با پيغمبر عليه السّلام و رضى [ اللّه ] عنهم
و اين باب مشتمل است بر سه فصل :
فصل اوّل ، در مبدأ كار أنصار و سابقهء أحوال * ايشان با پيغمبر ، عليه السّلام .
فصل دوم ، در بيعت كردن أنصار بى شرط حرب .
فصل سؤم ، در بيعت كردن ايشان با شرط حرب . و در هر فصلى چند حكايت بيايد .
فصل اوّل [ در مبدأ كار أنصار و سابقهء احوال ايشان با پيغمبر عليه السّلام ]
محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه :
چون حق تعالى خواست كه پيغمبر خود عزّت و نصرت بدهد و إعلاى كلمهء اسلام بكند و وعدهء خود راست گرداند ، ميان أنصار و پيغمبر ، عليه السّلام ، على أحسن الحال تقدير كرد و ألفت و معرفت درافگند . و وسيلت ألفت و معرفت أنصار با سيّد ، عليه السّلام ، آن بود كه : سيّد ، عليه السّلام ، به عادت خود هر سال در موسم حاجّ ، خود را بر قبايل عرب عرض كردى و نصرت و مدد از ايشان بطلبيدى و ايشان را به راه اسلام دعوت كردى . پس سالى اتّفاق افتاد و جماعتى أنصار از قوم خزرج با قافلهء حاجّ به مكّه رفته بودند . و أنصار بجملگى خود دو قوم بودند ، يكى قوم خزرج و