باب نوزدهم [ 1 ] در عرضه دادن سيّد عليه السّلام خود را در موسم حاجّ بر قبايل عرب
محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه :
سيّد ، عليه السّلام ، بجز از آنكه شب و روز أهل مكّه را دعوت كردى و ايمان و اسلام بر ايشان عرضه كردى ، چون بشنيدى [ 2 ] كه كسى از قبايل عرب آمده است به مكّه ، رفتى و او را دعوت كردى و اسلام بر وى عرضه كردى .
و همچنين هر سال كه موسم حاجّ بودى و از قبايل عرب مردم بيامدندى ، برفتى و بر ايشان خود را عرضه دادى و گفتى : من پيغمبر خدايم و بكافّهء خلق آمدهام و مبعوثم بر همهء خلق ، و ايشان را دعوت كردى به اسلام و نصرت و مدد از ايشان طلبيدى . و عادت وى آن بودى كه در ميان [ 3 ] قبايل باز ايستادى و هر قبيلهاى * بنام برخواندى و ايشان را به اسلام دعوت كردى . پس چون پيغمبر ، عليه السّلام ، از دعوت ايشان فارغ شدى ، أبو لهب با جمعى از قريش برفتندى بقبايل عرب كه بحجّ آمده بودند و بگرديدندى و ايشان را گفتندى : زينهار زينهار ، مبادا كه قول اين مرد بشنويد ، يعنى قول پيغمبر ، عليه السّلام ، و سخن وى در گوش مگيريد ، كه وى مىخواهد كه شما را از دين آبا و اجداد برآورد و دين لات و عزّى منسوخ و باطل گرداند و شما را در بدعت و ضلالت افگند . پس اوّل كسى كه در موسم [ 4 ] حاجّ استماع قرآن
هامش
[ ( 1 - ) ] ط : نودهم .
[ ( 2 - ) ] در اصل و ايا : چون سيد عليه السلام بشنيدى ، و از روا متابعت شد .
[ ( 3 - ) ] روا : منازل ، متن عربى ج 2 ص 64 : منازل القبائل .
[ ( 4 - ) ] روا : از اهل موسم .