باب هفدهم در وفات خديجه رضى اللّه عنها و وفات ابو طالب
محمّد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد كه :
خديجه ، رضى اللّه عنها ، و أبو طالب هر دو در يك سال وفات يافتند ، و وفات ايشان بسه سال پيش از هجرت بود . و سيّد ، عليه السّلام ، اگر چه از قريش جفاها مىديد و رنج و بلاى ايشان مىكشيد ، خديجه وى را چون وزيرى بود ناصح و يار و مشفق [ 1 ] ، و سيّد را ، عليه السّلام ، تسكين [ 2 ] و تقويت دادى . و اگر چه از كافران رنجيدى ، چون به خانه باز شدى ، خديجه او را دل خوشى دادى و بهزار نوازش و تلطّف گرد دل سيّد ، عليه السّلام ، برآمدى و آن رنج از دل وى برگرفتى و فراغ دل وى در * جملهء انواع و أحوال حاصل كردى .
و أبو طالب خود سيّد را ، عليه السّلام ، چون حرز حريز و حصن حصين و پشت و پناه و مدد و معين بودى ، و كافران از بيم وى منزجر و مستشعر بودند ، و قوم قريش پيوسته از بهر جانب وى مراقبت مىكردند و محترز مىبودند . و اگر چه ايشان را بطريقها و كيدهاى ضعيف سيّد را ، عليه السّلام ، مىرنجانيدند ، ليكن به مكان أبو طالب ، از هزار انديشهء بد كه ايشان را بود ، يكى نمىتوانستند كردن . و از اين جهت گفت سيّد ، عليه السّلام :
ما نالت [ منّى ] قريش [ شيئا ] أكرهه حتّى مات
هامش
[ ( 1 - ) ] روا و ط : يارى مشفق .
[ ( 2 - ) ] ساير نسخ : تسليت .