و ديگر چنين گويند كه : سبب نقض [ عهد ] قريش آن بود كه سيّد ، عليه السّلام ، روزى با عمّ خود ابو طالب گفت : اى عم ، آن عهدنامه كه قريش نوشتهاند و در ميان خانهء كعبه آويختهاند ، رشميز راه بران برده است و آن همه بخورده است مگر آنجا [ كه ] نام خداى بر آنجا نوشتهاند ، و سيّد ، عليه السّلام ، در آن وقت بخانهء كعبه نرفته بود و همچنين صحابهء وى هيچ يكى نيارستندى رفت در كعبه . ابو طالب گفت : يا محمّد ، تو چون مىدانى كه آن عهدنامه رشميز بخورده است ؟ سيّد ، عليه السّلام ، گفت : خداى تعالى مرا [ 1 ] از ان خبر داد . ابو طالب گفت : اى قريش ، برادرزادهء من مىگويد كه : آن عهدنامه كه شما در كعبه آويختهايد رشميز راه بر ان برده است و همه بخورده است ، مگر جائى كه نام خداى بر ان نوشته است ، و شما مىدانيد كه وى در اين مدّت قدم در كعبه * ننهاده است و همچنين أصحاب وى ، اكنون كس بفرستيد و بخواهيد اگر همچنين باشد كه محمّد مىگويد ، پس بدانيد كه وى در همه دعوتها راستگويست ، و شما بيش ازين قطيعت رحم روا مداريد و آن عهدنامه منسوخ و باطل گردانيد ، و اگر خلاف گفته باشد ، من محمّد را بدست شما باز دهم و هر چه خواهيد بكنيد با وى . قريش گفتند : نيكو مىگوئى .
ابو طالب و جمله بدان راضى شدند ، آنگاه كس فرستادند [ 2 ] و آن عهد نامه بياوردند و بنگرستند و همچنان كه سيّد ، عليه السّلام ، گفته بود رشميز آن جمله بخورده بود ، إلّا جائى كه نام خداى نوشته بود ، آنگاه قريش همه لجاج بردند و نقض عهدنامه نكردند و تشدّد بدان بيشتر كردند . پس چون قريش وفا نكردند بعهد خود ، اين پنج تن كه أسامى ايشان ياد كرده شد ، بخلاف قريش برخاستند و با يك ديگر اتّفاق كردند و نقض عهد قريش كردند و آن عهدنامه بدريدند و باطل كردند . و ابو طالب در مدح اين پنج تن
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ و مدلول متن عربى ج 2 ص 16 : ما را .
[ ( 2 - ) ] در اصل : فرستاد ، و بر طبق ايا ضبط شد .