إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ . طَعامُ الْأَثِيمِ . كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ . كَغَلْيِ الْحَمِيمِ [ 1 ]
.
اى محمّد ، أبو جهل را بگوى كه : غلط مىپندارى كه درخت زقّوم ، كه ما در دوزخ بيافريدهايم ، طعم آن چون حنظل برىّ است و لون آن چون نحاس گداخته بود ، دشمنان ما ، چون از ان بخورند ، هر چه در اشكم ايشان باشد همه بيرون افگند . نعوذ باللّه منه . 47
حكايت جماعتى از صحابه رضى اللّه عنهم كه از حبش باز مكّه آمدند
* محمّد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد :
چون مدّتى برآمد ، كسى رفت به حبش و صحابه كه آنجا بودند خبر داد كه : أهل مكّه به اسلام درآمدند و بجملگى مطاوعت و متابعت پيغمبر ، عليه السّلام ، كردند . [ ايشان چون اين خبر بشنودند ، جماعتى ازيشان تعجيل نمودند ] و از بهر خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، به مكّه معاودت كردند . چون نزديك مكّه رسيدند ، تفحّص كردند و بدانستند كه [ حال ] بر خلاف آنست كه ايشان را گفته بودند . آنگه بعضى پنهان به مكّه درآمدند و بعضى بزينهار هر كسى از قريش در آمدند . بعد از ان ، [ از ] [ 2 ] ايشان كه پنهان آمده بودند ، جماعتى كه ضعيفتر بودند و ايشان را قبيلهاى و عشيرهاى نبود ، كافران قريش ايشان را بگرفتند و محبوس بداشتند .
و جملهء صحابه كه در اين مدّت رجوع نموده بودند از هجرت حبش ، سيه [ 3 ] و سه تن بودند . از جملهء ايشان : يكى عثمان بن عفّان بود ، رضى اللّه
هامش
[ ( 1 - ) ] دخان ، 43 تا 46 .
[ ( 2 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 3 - ) ] كذا در اصل در بعضى از موارد .