خداى مىپرستيد ، [ هيزم دوزخ خواهيد بودن و [ 1 ] ] بدوزخ آئيد و اگر اين بتان ، كه شما آن را مىپرستيد ، خدايان بودندى مىبايستى كه به دوزخ در نبودندى ، بلكه شما با ايشان جاويد در دوزخ خواهيد بود . و در آن دوزخ فرياد و فغان بر آريد [ 2 ] و كس از شما نشنود و بفرياد شما نرسد .
چون سيّد ، عليه السّلام ، اين بگفته بود و برفته بود ، عبد اللّه بن الزبعرى درآمد و قريش هنوز در آن مجلس نشسته بودند ، چون بنشست او را گفتند [ 3 ] : اى عبد اللّه ، اگر دانى كه محمّد ما را و خدايان ما را چه گفت ؟
گفتا : چه گفت ؟ ايشان اين آيت بر وى فرو خواندند و او را حكايت * كردند كه : نضر بن الحارث با وى بمناظره درآمده بود و محمّد او را منقطع گردانيد و بعد از ان ما را و خدايان ما را چنين گفت . عبد اللّه گفت : اگر من اين جايگاه بودمى كه محمّد اين سخن مىگفت ، من او را منقطع [ 4 ] گردانيدمى ، و گفتند : چون ؟
گفتا : نه محمّد گفت كه : ما و آنچه ما بخدائى مىپرستيم بدوزخ خواهيم بود ؟
گفتند : بلى . گفت : پس ما جماعتى از عرب [ 5 ] فريشتگان آسمان همى پرستيم ، و يهود عزيز [ 6 ] مىپرستند ، [ و نصارى عيسى مىپرستند ] [ 7 ] ، پس لازم آيد از اين سخن [ 8 ] كه محمّد گفت [ كه ] فريشتگان و عزيز و عيسى جمله بدوزخ باشند كه ايشان را بجز خداى مىپرستند . چون عبد اللّه بن الزّبعرى اين سخن بگفت ، قريش از سخن وى بتعجّب بماندند [ و ] [ 7 ] گفتند [ كه : و اللّه كه ] [ 7 ] محمّد هيچ [ چيز ] [ 7 ] منقطع نگرداند إلّا اين سخن كه عبد اللّه گفت . پس قريش سيّد ،
هامش
[ ( 1 - ) ] از ط نقل شد .
[ ( 2 - ) ] در اصل : فغان برآيد ، و از روا و ايا متابعت شد .
[ ( 3 - ) ] در متن عربى ج 1 ص 385 : قال الوليد .
[ ( 4 - ) ] روا : او را بحجت منقطع .
[ ( 5 - ) ] روا : عبد اللّه گفت جماعتى از عرب .
[ ( 6 - ) ] در اصل : عزيرا ، شايد تحريفى باشد از : عزير را .
[ ( 7 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 8 - ) ] در اصل : لازم آيد كه اين ، و از ايا متابعت شد . روا : پس لازم آيد اين سخن .