عليه السّلام ، ديگر بار بديدند ، گفتند : تو مىگوئى كه [ شما و آنچه ] شما آن را بجز خداى [ 1 ] مىپرستيد بدوزخ خواهيد بودن ؟
إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ [ 2 ]
.
سيّد ، عليه السّلام ، گفت : بلى . گفتند : [ ما ] [ 3 ] جماعتى فريشتگان مىپرستيم ، و يهود عزير مىپرستند ، و نصارى عيسى مىپرستند ، پس لازم آيد كه ايشان را همه بدوزخ باشند كه ايشان را بجز خداى همى پرستند . آنگه سيّد ، عليه السّلام ، جواب ايشان داد و گفت :
[ إنّ ] كلّ من أحبّ [ أن ] يعبد من دون اللّه فهو [ مع ] من عبده ، إنّهم إنّما يعبدون الشّياطين ، و من أمرتهم بعبادته .
گفتا : هر آنكه دوست دارد كه وى را بجز خداى پرستند [ 4 ] ، ضرورت او را با ايشان كه او را مىپرستند بدوزخ باشند ، لكن عيسى و عزير و فريشتگان دوست نمىدارند كه ايشان را بجز خداى پرستند ، پس ايشان با كسى كه ايشان را پرستند بدوزخ نروند [ 5 ] ، بلكه شياطين و فرعون و نمرود كه دعوى خدائى كردند و دوست داشتند كه بجز خداى ايشان را پرستند بدوزخ باشند . چون سيّد ، عليه السّلام ، اين سخن جواب ايشان باز داد ، ديگر بار [ همه ] منقطع شدند و هيچ نتوانستند گفت . و حق تعالى بصدق قول پيغمبر [ 6 ] ، عليه السّلام ،
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : آن را كه بجز خداى را .
[ ( 2 - ) ] انبيا ، 98 .
[ ( 3 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 4 - ) ] ايا : كه وى را بخدائى پرستند .
[ ( 5 - ) ] روا : نباشند .
[ ( 6 - ) ] روا : حق تعالى تصديق قول پيغمبر را . ايا : حق تعالى تصديق سخن پيغمبر .