مقبول باشند . پس اتّفاق كردند و تحفهاى چند بسيار ترتيب كردند از بهر ملك نجاشى [ 1 ] و بطارقه . و از معروفان قريش : عبد اللّه بن أبى ربيعه [ 2 ] ، و عمرو بن العاص را راست كردند [ 3 ] و ايشان را وصيّت كردند ، تا پيشتر تحفهاى بطارقه و خواصّ و حواشى ملك نجاشى بدهند و يك به يك ايشان را باز بينند ، و بعد از ان تحفهاى نجاشى از پيش بفرستند و آنگه خود بروند و سخن بگويند و التماسى كه ايشان را باشد عرض دهند . و غرض ايشان آن بود تا نجاشى صحابهء پيغمبر ، عليه السّلام ، باز مكّه فرستد و ايشان را ديگر بار در عذاب و فتنه افگند . و ابو طالب عمّ پيغمبر ، عليه السّلام ، چون از اين حال آگاه شد و بدانست كه قريش رسولان خواهند فرستاد ، چند بيت بگفت ، بتعريض تحريض ملك نجاشى [ كرد ] تا [ 4 ] قول رسولان قريش نشنود و به عادت و قاعدهء خود ، مراعات از أصحاب پيغمبر ، عليه السّلام ، باز نگيرد ، و آن بيتها بنوشت و پنهان رسولان قريش به كسى داد تا بملك نجاشى رسانند . و آن بيتها اين بود كه ياد كرده مىشود :
قصيده
ألا ليت شعرى كيف فى النّأى جعفر * و عمرو و أعداء [ 5 ] العدوّ الأقارب
و هل نالت [ 6 ] افعال النجّاشى جعفرا * و أصحابه أو عاق [ 7 ] ذلك شاغب
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : و از براى حواشى او و .
[ ( 2 - ) ] در اصل و ساير نسخ : عبد اللّه بن ربيعه .
[ ( 3 - ) ] روا : + و ايشان را برسولى بحبش فرستادند پيش ملك نجاشى .
[ ( 4 - ) ] روا : و در آن بتعريض تحريض نجاشى كرد تا .
[ ( 5 - ) ] در اصل : اعدى .
[ ( 6 - ) ] در اصل و بعضى از مراجع ديگر : نال .
[ ( 7 - ) ] در اصل : عاف .