بگفتى ، و مردم بر سر وى گرد آمدندى [ 1 ] و آنگه ايشان را گفتى : نه اين سخن كه من مىگويم بهتر از آن است كه محمّد مىگويد ؟ لا و اللّه ، و اين حكايت خوشتر است از آنكه وى مىگويد . تا حق تعالى اين آيت در حقّ نضر بن الحارث فرو فرستاد و باز نمود در ان كه وى از جملهء دوزخيانست و از جمع [ 2 ] خاسران و بدبختان است . قوله تعالى :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ
[ 3 ] - الآيه .
و قوله تعالى :
إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ [ 4 ] .
و همچنين در قرآن هر جاى كه أساطير الأوّلين بيامده است در حقّ وى فرود آمده است ، چرا كه وى بود كه مىگفت : اين قرآن كه محمّد بياورده است مثل افسانهء پيشينيان است و مانند حكايت و سرگذشت ايشان است و من خود از ان بهتر مىدانم . و اين نضر بن الحارث سفر بسيار كرده بود و در ولايت عجم بسيار گرديده بود و قصّهء رستم و اسفنديار آموخته بود و حكايت ملوك عجم بدانسته بود و او را فصاحتى عظيم بود ، و چون پيغمبر ، عليه السّلام ، بيامدى و قرآن برخواندى و حكايت و قصّهء پيغمبران ، صلوات اللّه عليهم أجمعين ، بران ياد كردى و حكايت وقايع عاد و ثمود و فرعون و هامان بگفتى و از عجايب آسمان و زمين خبر باز دادى ، نضر بن الحارث [ 5 ] گفتى : من بهتر ازين توانم گفت و قصّهء رستم و اسفنديار و ملوك عجم برگرفتى [ 6 ] و بگفتى ، و مردمان را
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : برو جمع آمدندى .
[ ( 2 - ) ] روا : جملهء .
[ ( 3 - ) ] لقمان ، 6 .
[ ( 4 - ) ] قلم ، 15 و مطففين ، 13 .
[ ( 5 - ) ] در اصل : و نضر بن الحارث .
[ ( 6 - ) ] روا : و حكايت ملوك عجم و سرگذشت ايشان برگرفتى .