كن و از خداى در خواه تا از أسلاف ما قصىّ بن كلاب زنده گرداند و بر صدق رسالت تو گواهى دهد ، پس چون تو چنين بكرده باشى [ 1 ] ما به تو ايمان آوريم . سيّد ، عليه السّلام ، گفت : مرا نه از بهر اين فرستادهاند ، كه مرا از بهر آن فرستادهاند تا رسالت حق بشما گزارم ، اگر قبول كرديد ، خير دنيا و آخرت يافتيد و اگر قبول نكنيد ، من صبر مىكنم تا حق تعالى چه حكم مىكند ميان من و شما . ديگر گفتند : اى محمّد چون تو اين نمىكنى و رضاى ما [ 2 ] بدست نمىآورى ، از خداى [ 3 ] در خواه تا فريشته از آسمان بفرستد ، تا بر صدق رسالت تو گواهى دهد و هر چه [ 4 ] تو گوئى باور كنيم . سيّد ، عليه السّلام ، گفت : مرا نه از بهر آن فرستادهاند . ديگر گفتند : اى محمّد ، ما ترا مالى و ملكى [ 5 ] نمىبينيم و تو هم چون مردم ديگر از بهر معاش ببازار مىروى و اين كار كه تو دعوى مىكنى ، ضرورت [ 6 ] آن را اسبابى به كار مىبايد ، پس اگر از خداى در خواهى تا ترا گنجهاى زر و سيم بدهد و أنهار [ 7 ] روان ترا بدهد و باغها و بستانها ترا بدست آورد ، تا ثروت و نعمت تو از ان ديگران زيادت شود و فضل و مهترى [ تو ] [ 8 ] بر همگنان ظاهر شود ، ما ايمان به تو آوريم و تصديق رسالت تو كنيم . سيّد ، عليه السّلام ، گفت : مرا از بهر اين نفرستادهاند ، مرا از بهر أداى رسالت فرستادهاند تا رسالت حق بشما گزارم ، اگر قبول كرديد خير دنيا و آخرت شما را باشد و اگر نه صبر كنم تا حق تعالى چه حكم كند ، و بدانيد ، اى قوم ، كه اين همه اقتراح كه شما از من كرديد ، نزد حق تعالى سهل است ، لكن مرا نفرموده است
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : + و اين معجزات بنموده باشى .
[ ( 2 - ) ] روا : مراد ما .
[ ( 3 - ) ] روا : بارى از خداى .
[ ( 4 - ) ] ايا : تا هر چه .
[ ( 5 - ) ] ايا و پا : نعمتى .
[ ( 6 - ) ] روا و ايا و ط : بضرورت .
[ ( 7 - ) ] ساير نسخ : آبهاى .
[ ( 8 - ) ] روا : فضيلت و منزلت تو .