تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
أبو جهل بن هشام ، و أميّة بن خلف [ 1 ] ، جمله در فناى كعبه [ 2 ] حاضر شدند و با يك ديگر مشورت كردند و گفتند : نمىدانيم كه چه تدبير كرديم [ 3 ] با اين مرد ، يعنى محمّد ، عليه السّلام ، كه دين ما را بخلل آورد و قوم ما را از راه ببرد و خدايان ما را دشنام داد ، اكنون پيشتر از آنكه ما وى را هلاك كنيم ، عذر كار خود پيش مردم پيدا مىبايد كردن ، تا مردم ما را بعد از ان ملامت نكنند . چون اين سخن بگفته بودند ، كس فرستادند * بر پيغمبر ، عليه السّلام ، و او را گفتند : بزرگان و أشراف قوم تو حاضراند و با تو سخنى دارند . سيّد ، عليه السّلام ، گمان برد كه ايشان [ را ] رغبتى در اسلام ظاهر شده است تا او را بر خود [ 4 ] مىخوانند ، و سيّد ، عليه السّلام ، عظيم حريص بود بر اسلام ايشان . چون وى را چنان بگفتند ، در حال برخاست و پيش ايشان رفت و بنشست ، و مهتران قوم قريش گفتند : اى محمّد ، [ ما از بهر آن تو را خوانديم تا با تو سخنى گوئيم . سيّد گفت : بگوييد . گفتند : اى محمّد ، ] [ 5 ] هيچ كس در قبايل عرب نديديم كه با قوم خود چنين كرد كه تو كردى ، دين ما را بخلل آوردى و قوم ما را از راه ببردى و خدايان ما را دشنام دادى و نسبت كفر و ضلالت بر ما نهادى ، و هر چه بدتر [ 6 ] بود با قوم خود بكردى ، اكنون تو با ما بگوى تا ترا مقصود از اين كار چيست ؟ اگر ترا مقصود مالست تا مالهاى خود ترا بذل كنيم ، [ و اگر ترا مقصود رياست و سيادت است ، تا ما ترا مهتر و حاكم خود گردانيم ] ، و اگر ترا مقصود سلطنت است و پادشاهى ، تا ترا بر خود پادشاه
هامش
[ ( 1 - ) ] متن عربى ج 1 ص 315 : + و زمعة بن الاسود ، و الوليد بن المغيره ، و عبد اللّه بن أبى اميه ، و العاص بن وائل ، و نبيه ، و منبه . [ ( 2 - ) ] ايا و پا : فضاى كعبه . متن عربى ج 1 ص 315 : عند ظهر الكعبه . [ ( 3 - ) ] ساير نسخ : كنيم . [ ( 4 - ) ] روا : به خود . ايا و پا : پيش خود . [ ( 5 - ) ] از روا نقل شد . [ ( 6 - ) ] ساير نسخ : قبيح‌تر . متن عربى ج 1 ص 316 : فما بقى امر قبيح الا قد جئته .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 269 | قاضى ابرقوه