شرك بودند پيدا مىآمد .
و يك روز ديگر اتّفاق افتاد و جمله صناديد قريش در مسجد حرام [ 1 ] بجمع آمده بودند و رئيس و مهتر قريش در آن وقت عتبة بن ربيعه بود ، پس در آن وقت عتبه در آن مسجد كه نشسته بود [ 2 ] ، باز نگرست و - پيغمبر ، عليه السّلام ، در گوشهء آن مسجد نشسته بود تنها - با قوم گفت [ 3 ] : اى قوم ، محمّد خالى نشسته است و من پيش وى خواهم رفتن كه با وى سخنى چند بگويم و چيزى چند بر وى عرضه كنم ، باشد كه دل وى نرم شود و دست از دين ما و خدايان ما بدارد و زيادت تفرقه در ميان قوم نيفكند و مفسده بدست نياورد . گفتند :
شايد . عتبه برخاست و بر سيّد ، عليه السّلام ، آمد [ 4 ] و پيش وى بنشست و گفت : اى محمّد ، تو بزرگ و عزيز ما اى و مهتر و بهتر ما اى [ 5 ] ، لكن تو بيامدهاى و دينى نو نهادهاى و فرقت [ 6 ] در ميان قوم افگندهاى و خدايان ما را عيب مىكنى و دين ما را تباه مىكنى ، و قوم قريش از اين معنى عظيم پراگنده خاطر مىشوند و از تو مىرنجند و انديشهاى بد در حقّ تو مىكنند ، اكنون اگر مقصود تو از اين كار مالى * و نعمتى است كه ترا بدست آيد ، تا ما از بهر تو در قريش توزيعى كنيم و چندان مال [ 7 ] ترا حاصل گردانيم كه اندر جمله عرب [ 8 ]
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل و ايا : حرم .
[ ( 2 - ) ] در اصل : عتبه باز نگرست .
[ ( 3 - ) ] روا : پس در آن مجلس كه نشسته بودند عتبه باز نگرست و سيد را ديد در گوشهاى از آن مسجد نشسته بود با قوم گفت . ايا : پس در آن جا كه نشسته بودند عتبه باز نگريست سيد را ، صلى اللّه عليه و سلم ، ديد كه در مسجد بگوشهاى تنها نشسته بود با قوم گفت .
[ ( 4 - ) ] ساير نسخ : رفت .
[ ( 5 - ) ] ساير نسخ : بهتر قومى .
[ ( 6 - ) ] ايا و ط و پا : تفرقه .
[ ( 7 - ) ] روا : + و نعمت .
[ ( 8 - ) ] روا : كه در مكه .