عليه ، درآمد و دعوت آغاز كرد ، آنگاه ايشان را معلوم شد كه كهنه راست گفته بودند .
محمّد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد كه 40 : در يمن به ايّام جاهليّت كاهنى بود سخت معتبر ، اهل يمن هر گاه كه ايشان را مشكلى افتادى بر وى رفتندى و آن مشكل را حل كردندى . چون پيغمبر ما ، صلوات اللّه عليه ، ظاهر شد و دعوت آغاز كرد [ و ] آوازهء وى منتشر شد ، اهل يمن بر آن كاهن رفتند و او را گفتند : تو در كار اين محمّد چه مىبينى كه در مكّه ظاهر شده است و دعوت مردم مىكند ؟ و آن كاهن در كوه مقام داشتى و هرگز به شهر و ميان مردم نيامدى ، پس چون أهل يمن آن سؤال از وى كردند ، كاهن از كوه فرود آمد و كمانى در دست داشت ، همچنان كه بر پاى ايستاده بود ، تكيه بر كمان زد و سر برافراشت و در آسمان نگاه كرد ، بعد از ان [ 1 ] ترنّمى [ 2 ] بكرد و روى باز ايشان كرد و گفت :
أيّها [ 3 ] النّاس إنّ اللّه اكرم محمّدا و اصطفاه ، و طهّر قلبه و حشاه ، و مكثه فيكم أيّها النّاس قليل .
گفت : بدانيد اى قوم ، كه حق تعالى محمّد را از ميان خلق برگزيد و او را درجهء رسالت داد و دل وى را از غلّ و حسد [ 4 ] پاك گردانيد و بنور معرفت خود درآگند [ و درنگ كردن وى در ميان مردم اندكى خواهد بود ] . آن كاهن اين بگفت و بكوه بر دويد و از چشم ايشان غايب شد .
و هم در اين باب محمّد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد : در [ عهد ] [ 5 ]
هامش
[ ( 1 - ) ] ساير نسخ : بعد از ساعتى . و در متن عربى ج 1 ص 222 : فرفع رأسه الى السماء طويلا .
[ ( 2 - ) ] كذا در اصل و روا و ايا و ط . در متن عربى ج 1 ص 222 : ثم جعل ينزو .
و نزو بمعنى برجستن است ( منتهى )
[ ( 3 - ) ] در اصل : يا ايها .
[ ( 4 - ) ] ايا و ط : از حسد و غل و غش .
[ ( 5 - ) ] از ساير نسخ نقل شد .