عرب نقل مىكردند و ايشان با مردم همى گفتند ، * و ديو در آن وقت محجوب نبود از آسمان و معزول نبود از استراق سمع . پس چون پيغمبر ما ، صلوات اللّه عليه ، ظاهر شد ، ايشان محجوب و معزول شدند . و سبب معزول شدن ايشان آن بود تا وحى بسخن ايشان ملتبس نگردد و جز پيغمبر ، صلوات اللّه عليه ، از غيب كسى خبر باز نتواند داد ، و اين معجزهاى بود از معجزات پيغمبر ما ، صلوات اللّه عليه ، چرا كه در زمان هيچ پيغمبر [ ديو ] [ 1 ] محجوب و معزول نشدند بكلىّ از آسمان ، إلّا در زمان پيغمبر ما ، صلوات اللّه عليه .
قوله تعالى :
إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ
[ 2 ] - يعنى الجِنّ .
وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ . إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِينٌ [ 3 ] .
ابن عبّاس ، رضى اللّه عنهما ، حكايت كرد ، گفت : وقتى جماعتى از نصارى بر پيغمبر ، صلوات اللّه عليه ، نشسته بودند ، سيّد ، صلوات اللّه عليه ، جماعت نصارى را گفت : شما ، چون اخترى در آسمان بگذرد ، چه گوئيد ؟ گفتند : ما گوئيم ، گذشتن اين اختر دليلى بدان كند كه پادشاهى در روى زمين مرده باشد [ يا پادشاهى بر تخت نشسته باشد ، يا مولودى به وجود آمده باشد ] [ 4 ] يا مولودى بمرده باشد . سيّد ، صلوات اللّه عليه ، ردّ كرد بر ايشان و گفت : اين چنين نيست كه شما مىگوئيد ، كه گذشتن اين اخترها سبب آنست كه : چون حق تعالى حكمى مىراند بر خلق خود در روى زمين و قضائى مىراند ، پيشتر حملهء عرش از آن حكم و قضا آگاهى مىيابند و تعظيم خداى را بتسبيح و تهليل در مىآيند . بعد از ان أهل آسمان هفتم آواز
هامش
[ ( 1 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 2 - ) ] شعراء ، 212 .
[ ( 3 - ) ] حجر ، 17 و 18 .
[ ( 4 - ) ] از روا نقل شد .