باب دهم در تقديم داشتن قريش سيّد را صلوات اللّه عليه پيش از مبعث تا حجر الأسود باز جاى خود نهند [ 1 ] در ركن خانهء كعبه .
محمّد [ بن ] إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد :
چون سيّد ، صلوات اللّه عليه ، سى و پنج سال تمام شد [ 2 ] ، يك روز قريش جمع شدند تا عمارت خانهء كعبه بكنند ، و كعبه در آن وقت سقف نداشت و ديوارهاى آن بيش از قامت [ 3 ] نمانده بود و خواستند تا آن را باز قاعدهء اوّل برند و سبب اهتمام قريش بخانهء * كعبه عمارت كردن آن بود كه : در ميان خانهء كعبه خزينهاى بر شكل چاهى پرداخته بودند و مالهاى كعبه در ان مىنهادند ، و آن چاه را گنج خانهء [ كعبه ] [ 4 ] گفتندى ، اتّفاق افتاد و جماعتى بشب برفتند و مالى چند بسيار از آن چاه برآوردند و ببردند ، قريش بدانستند و آن جماعت بگرفتند و با ايشان عبرتها كردند . پس چون اين حالت بيفتاد ، دربند آن شدند تا ديوار خانهء كعبه بلند باز كنند و كعبه را باز قاعدهء اوّل برند و همچنانكه بود آن را مسقّف باز كنند . و چند روز در آن انديشه بودند و نمىيارستند ، از بهر آنكه هر روز از آن چاه [ 5 ] كه در ميان خانه بود ، شكل اژدهائى بيرون آمدى و به ديوار كعبه بر رفتى ، و هر كس كه نزديك بودى [ 6 ] دهان باز كردى تا وى را فرو برد ،
هامش
[ ( 1 - ) ] ساير نسخ : نهد .
[ ( 2 - ) ] ايا و روا : سى و پنج ساله شد . ( ايا : بود ) .
[ ( 3 - ) ] روا و ط و پا : قامتى . ايا : يك قامت .
[ ( 4 - ) ] از ساير نسخ نقل شد .
[ ( 5 - ) ] روا : از ميان آن چاه .
[ ( 6 - ) ] ايا و ط : وى شدى .