أرجّى بالّذى كرهوا جميعا * إلى ذى العرش إن سفلوا عروجا
و هل أمر [ 1 ] السّفالة غير كفر * به من يختار [ 2 ] من سمك البروجا
فإن يبقوا و أبق تكن أمور [ 3 ] * يضجّ الكافرون لها ضجيجا
[ و إن اهلك فكلّ فتى سيلقى * من الأقدار متلفة حروجا ]
معنى اين بيتها اينست :
لجاج بردم و عادت من آنست كه هر چه ياد كنم [ 4 ] لجوج شوم ، يعنى ياد آن [ 5 ] چيز بر دل من مستولى شود تا هميشه آن چيز را ياد مىكند ، و گفت لجاج من در اين حال اندوهى راست كه آن اندوه دير است تا در دل من است و هميشه مرا فرا گريستن مىدارد ، و نشيج گريهء سخت باشد .
دوم گفت : لجاج و گريستن و اندوه من از آن است كه خديجه وصف [ كرد پيش من ] كرامت محمّد و نشان داد از ظهور رسالت [ وى ] ، و من مشتاق و منتظر آنم تا آن زمانه دريابم ، بعد از ان خطاب كرد با [ 6 ] خديجه و شكايت كرد از طول انتظار و گفت : اى خديجه ، اين حالت كه تو وصف كردى كى خواهد بودن و زمان ظهور محمّد در چه مدّت ديگر خواهد بودن ؟ كه انتظار دراز باز كشيد و اشتياق من بغايت رسيد .
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : من .
[ ( 2 - ) ] در اصل : يحتاز .
[ ( 3 - ) ] در اصل : امورا .
[ ( 4 - ) ] در اصل بخلاف روا و ط : نادانم .
[ ( 5 - ) ] در اصل : آب .
[ ( 6 - ) ] در اصل : خطاب كرد و گفت يا خديجه ، و بر طبق ايا اصلاح شد .