سيّد ، صلوات اللّه عليه ، به مسجد درآمد ، برفتند و حكم اين كار باز وى افگندند . سيّد ، صلوات اللّه عليه ، گفت : تا جامهاى بياورند ، تائى جامه بياوردند و حجر الأسود برگرفت و در ميان آن جامه نهاد . آنگاه آن چهار گروه از قريش را گفت : هر گروهى از شما گوشهاى [ 1 ] از اين جامه برداريد ، هر گروهى از قريش برفتند و گوشهاى از آن جامه برداشتند ، چون براست آن جايگاه آورده بودند كه حجر الأسود مىبايست نهادن ، [ سيّد صلّى اللّه عليه و سلّم ، بدست مبارك خود حجر الأسود ] [ 2 ] از ميان جامه برداشت و باز جاى خود نهاد ، همچنانكه اوّل بود . و جمله ، بدان حكم كه سيّد ، صلوات اللّه عليه بكرد ، راضى شدند و اختلاف و خصومت از ميان ايشان برخاست و عمارت خانه ، چنان كه ايشان را مىبايست ، تمام بكردند و كعبه باز قاعدهء اوّل بردند .
و چنين حكايت كنند كه : چون قريش ديوار كهن از ان خانهء كعبه برمىداشتند ، در ميان ركن خانه خطّى بيافتند ، چند سطر به زبان سريانى در ان نوشته بود و كسى از يهود حاضر كردند و آن خط بر خواند و در آن خط اين نوشته بود كه شرح داده آمده است :
أنا اللّه ذو بكّة [ 3 ] ، خلقتها يوم خلقت السّموات و الأرض ، و صوّرت الشّمس و القمر ، و حففتها بسبعة أملاك حنفاء [ 4 ] ، لا تزول حتّى يزول أخشباها ، مبارك لأهلها فى الماء [ 5 ] و اللّبن .
گفتا : منم خداوند مكّه كه آن را بيافريدم ، در آن روز كه آسمان و زمين آفريدم و آفتاب و ماهتاب بر وى گيتى بنگاشتم و گرد بر گرد مكّه هفت
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : يكى گوشه .
[ ( 2 - ) ] از روا و ايا نقل شد .
[ ( 3 - ) ] در اصل و ووستنفلد ص 124 : مكه .
[ ( 4 - ) ] در اصل : حقا .
[ ( 5 - ) ] در اصل : تزول أحشبها يبارك اهلها بالماء . . .