فاطمه ، رضى اللّه عنهم [ 1 ] .
و پسرانش هر سه در أيّام جاهليّت وفات يافتند و دخترانش همه اسلام دريافتند و با پيغمبر ، صلوات اللّه عليه ، به مدينه هجرت كردند و سيّد ، صلوات اللّه عليه ، فرزندان را همه از خديجه بياورد ، إلّا إبراهيم كه از ماريهء قبطيّه بياورد . و تا خديجه ، رضى اللّه عنها ، زنده بود ، سيّد ، صلوات اللّه عليه ، هيچ زن ديگر نخواست .
محمّد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد كه :
چون خديجه بخانهء پيغمبر ، صلوات اللّه عليه ، رفت ، يك روز برخاست و بر ورقة بن نوفل شد - و ورقة بن نوفل ابن عمّ خديجه بود - و احوال پيغمبر ، صلوات اللّه عليه ، و آن كرامتها ، كه ميسره در راه شام از وى بديده بود و آن سخنها كه راهب بگفته بود در حقّ وى ، جمله با وى بگفت . ورقه گفت :
بشارت باد ترا ، اى خديجه ، كه اين وصف كه تو مرا كردى وصف پيغمبر آخر الزّمانست و شوهر تو پيغمبر حق خواهد بود و سيّد همه عالم وى باشد و او را دولتها روى خواهد نمودن كه در فهم و وهم كس نيايد .
ورقة بن نوفل ترك بت پرستيدن كرده بود و تتبّع [ 2 ] تورات و إنجيل كرده بود و احوال پيغمبر ما ، صلوات اللّه عليه ، از آن جايگاه بدانسته بود و حكايت وى بعد ازين بشرح بيايد .
چون خديجه وى را چنين حكايت كرد ، بدانست كه وى پيغمبر آخر زمان است و آنگاه پيوسته مشتاق آن بود كه زمان نبوّت وى دريافتى و نصرت دين اسلام [ 3 ] بدادى و از سر اشتياق پيوسته اين بيتها گفتى و گريستى :
بيت
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : عنهن .
[ ( 2 - ) ] در اصل : بيعت ، و بر طبق روا و متن عربى ج 1 ص 203 ضبط شد .
[ ( 3 - ) ] در اصل : دين و اسلام ايا : دين وى ، و بر طبق روا ضبط شد .