همه [ را ] [ 1 ] بر قول وى وثوق و اعتبار بودى ، در حسب ازكى بود ، در نسب اعلى بود ، در اخلاق ارضى بود ، در ميثاق اوفى بود ، در صيانت اظهر [ 2 ] بود ، در امانت اشهر بود ، در سيرت اصلح بود ، در سخن افصح بود ، در صورت املح بود ، در همه كارى ارجح بود ، در همه شغلى انجح بود . قوم او را امين خواندندى و راى او در جمله كارها متين شمردندى ، صلوات اللّه عليه و على آله و أصحابه . 35
حكايت باز رفتن سيّد صلوات اللّه عليه ديگر بار به سفر شام 36
محمّد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد :
چون سيّد ، عليه السّلام ، بيست و پنج سال تمام شد ، خديجه ، رضى اللّه عنها ، مالى بسيار داشت و پيوسته مال خود بمردم دادى و از بهر وى بتجارت رفتندى ، و خواست تا در اين نوبت مالى بسيار بتجارت فرستد و اعتماد بر كس * نداشت ، و بدانسته بود كه در مكّه از پيغمبر ، صلوات اللّه عليه ، كس امينتر نيست . پس كس فرستاد بر پيغمبر ، عليه السّلام ، و گفت : يا محمّد ، مالى بسيار مىخواهم كه بجانب شام فرستم [ 3 ] و در قريش اعتماد جز بر تو نيست ، اگر رنجه شوى و با اين مال بر وى آنگاه آنچه ترا مراد باشد برگيرى از ان . سيّد ، صلوات اللّه عليه ، گفت : شايد ، برخاست [ 4 ] و با مال خديجه بجانب شام رفت و خديجه غلامى داشت ، او را ميسره گفتندى و او را با سيّد ، صلوات اللّه عليه ، بفرستاد .
پس چون قافله بنزديك شام رسيده بودند ، بمنزلى فرود آمدند كه در آن منزل راهبى بود و صومعهاى ساخته بود و در آن صومعه نشسته بود و بنزديك صومعهء راهب درختى بود . سيّد ، عليه السّلام ، چون فرود آمد ، برفت و زير آن درخت بنشست . راهب سر از صومعه بيرون آورد ، سيّد [ را ] ، صلوات اللّه عليه ، ديد
هامش
[ ( 1 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 2 - ) ] ساير نسخ : اطهر .
[ ( 3 - ) ] ايا و ط : + بتجارت .
[ ( 4 - ) ] ايا و ط : شايد بروم پس برخاست .