تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
كه ميان بتان ما ، يعنى إساف و نائله ، چاهى فرو برى . پس عبد المطّلب خشم گرفت و پسر خود حارث را گفت كه : ايشان [ را ] از بر من دور كن ، قوم قريش ، چون ديدند كه عبد المطّلب خشم گرفته است ، دست از وى بداشتند و دور باز رفتند . عبد المطّلب پاره‌اى چاه فرو برد ، سنگهاى جيرم ديد كه پيدا مىشد ، پس عبد المطّلب از شادى گفت : اللّه اكبر و تكبير بگفت ، و چون پاره‌اى ديگر فرو برد آن دو آهو بره [ 1 ] ديد و سلاحهاى بسيار كه قوم جرهم در زمزم پنهان كرده بودند ، و حكايت آن از پيش رفت . و قريش چون آن بديدند ديگر بار بخصومت آمدند و گفتند : لابد ترا نصيبه‌اى از اين مالها بما بايد دادن . عبد المطّلب گفت : و اگر چه شما [ را ] [ 2 ] درين حقّى نيست ، بيائيد تا قرعه زنيم ، كه من انصاف بدهم و قرعه با شما بزنم . ايشان گفتند : شايد . پس عبد المطّلب شش قرعه بياورد ، دو بنام كعبه و دو بنام خود و دو بنام قريش ، پس مالها به دو قسم نهادند : آن دو آهو بره [ 1 ] بقسمى ، و آن شمشيرها و سلاحها بقسمى ، و دو قرعه از آن هر شش تهى [ 3 ] بگذاشتند و در مقابلهء آن هيچ ننهادند و گفت : قرعهء هر كس كه باز پس ماند ، او را هيچ نباشد . قريش بدين رضا دادند ، پس آن قرعه‌ها برافگندند و نخست آن دو كه بنام كعبه بود باز دو آهو بره [ 1 ] افتاد ، و ديگر آن دو كه بنام عبد المطّلب بود بدان شمشيرها و سلاحها فتاد ، و قرعهء قريش تهى بماند و بر هيچ نيفتاد . پس عبد المطّلب آن شمشيرها و سلاحها كه نصيبهء وى بود برگرفت و بداد و درى از آهن از بهر كعبه بساخت و آن دو آهو برهء زرّين كه نصيبهء كعبه بود بداد و كوكبهاى زرّين از ان بساختند و بدان در * فرو كوفتند و آنگاه بفرمود تا آن در را بخانهء كعبه آويختند . و نيز چنين گويند كه : اوّل كسى كه پيرايهء زر بخانهء كعبه كرد عبد المطّلب بود .
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : برهء زرين . [ ( 2 - ) ] از ايا و ط و پا نقل شد . [ ( 3 - ) ] در اصل : همى و بر طبق ساير نسخ اصلاح شد .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 133 | قاضى ابرقوه