بيت [ 1 ]
عمرو الّذى هشم الثّريد لقومه * قوم بمكّة مسنتين عجاف ،
سنّت إليه الرّحلتان [ 2 ] كلاهما * سفر الشّتاء و رحلة الأصياف ،
و نام هاشم نخست عمرو بود ، و بعد از ان چون ثريد بسيار [ 3 ] در جفنها [ 4 ] شكستى او را نام هاشم كردند ، و هاشم [ 5 ] بمعنى كاسر [ 6 ] باشد . پس چون هاشم از دنيا برفت ، حكم رفادت و سقايت [ 7 ] باز برادرش مطّلب افتاد ، و مطّلب ديگر از هاشم راجح آمد در شرف و بزرگى و سخاوت و شجاعت ، تا از بس عطاها كه بمردم دادى او را فيّاض نام كردند . و شاعر [ 8 ] ايشان در حقّ وى خاص قصيده بسيار گفته است [ 9 ] و اوصاف مجد و بزرگى و سماحت و شجاعت وى در ان باز نموده است ، و آن قصيدها در سيرت مذكور است [ 10 ] .
و هاشم پدر عبد المطّلب بود ، جدّ پيغمبر ما ، عليه السّلام . پس چون هاشم فرمان يافت ، حكم باز مطّلب [ 11 ] افتاد . چون مطّلب [ 11 ] از دنيا برفت ، حكم سقايت [ 12 ] و زمزم و رفادت حاجّ باز عبد المطّلب افتاد ، و نام عبد المطّلب اوّل شيبه بود بعد از ان او را عبد المطّلب نام نهادند ، و سبب آن بود كه پدرش بجانب مدينه رفته بود و آن جايگاه زنى خواسته بود و عبد المطّلب از وى
هامش
[ ( 1 - ) ] ايا : شعر بحر الكامل .
[ ( 2 - ) ] در اصل : رحلتان .
[ ( 3 - ) ] روا و پا : + از بهر مردم .
[ ( 4 - ) ] پا : كاسها .
[ ( 5 - ) ] روا و پا : هشم .
[ ( 6 - ) ] در اصل : كسرى و طبق ايا و ط نقل شد . روا : كسر . پا : شكستن .
[ ( 7 - ) ] روا و پا : سقايت حاج .
[ ( 8 - ) ] روا و پا : شاعران .
[ ( 9 - ) ] ايا و ط و پا : قصيدهها گفتهاند .
[ ( 10 - ) ] متن عربى ج 1 ص 146 تا 150 .
[ ( 11 - ) ] در اصل : عبد المطلب .
[ ( 12 - ) ] در اصل : سهار .