تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
كعبه باز دست خود گيرد ، اوّل بجنگ قوم صوفه كه در موسم حجّ اين حكمها داشتند ، بيرون آمدند ، و قوم صوفه نيز لشكر ساختند و با وى بجنگ آمدند و مصاف دادند ، و قصىّ [ 1 ] ايشان را بهزيمت كرد . و بعد از ان لشكر خزاعه [ 2 ] لشكر بياراستند و بيرون آمد [ ند ] و با قصىّ مصاف داد [ ند ] 22 و قصىّ ايشان را بهزيمت كرد و بسيار ازيشان بقتل آورد و ايشان را از كعبه بيرون كرد و ولايت و رياست كعبه از ايشان بستد و خود را مسلّم كرد . و آنگه كس فرستاد و قوم قريش كه متفرّق بودند جمله را جمع كرد و در مكّه پيش خود بنشاند ، * و خود مالك و حاكم ايشان شد و همه قريش سر بر خطّ وى نهادند و طاعت وى را كمر در بستند و شرفى وصيّتى عظيم او را حاصل شد ، چنان كه حكايت كنند كه : هيچ كس پيش از وى ولايت و رياست كعبه [ 3 ] نكرد و چنان مهيّا و مهنّا و ميسّر نشد كه وى را ميّسر شد ، و قريش هيچ كس را بر خود حاكم و مالك نگردانيدند و چنان كه وى را حاكم خود كردند ، و ديگر چنين گويند كه : نخست كسى از فرزندان كعب بن لؤىّ كه مملكت [ 4 ] يافت وى بود ، و چنان شد در حكم و رياست كه در [ 5 ] عرب حكم وى بر خود چون دينى متّبع مىدانستند ، و مردم جمله بلفظ وى و اشارت وى تيمّن و تبرّك مىجستند ، تا چون نكاحى كردندى بدستورى وى پيشتر باز كردندى ، و چون كسى بسفرى رفتى پيشتر مشورت با وى كردى ، و هر كارى كه در مكّه افتادى بى حضور و مشورت وى نبودى ، و عقد لوى از بهر جنگها وى كردى . و بعد از ان بفرمود و دار النّدوه را بنا كردند و عمارتى تمام [ 6 ] بجاى آوردند ، و دار النّدوه خاصّ از بهر آن كرد كه هر گاه كه قريش را كارى باشد در ان حاضر شوند و با هم
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : قضا . [ ( 2 - ) ] طبق متن عربى ج 1 ص 130 : خزاعه و بنو بكر . [ ( 3 - ) ] روا : مكه . [ ( 4 - ) ] روا : مملكت مكه . [ ( 5 - ) ] روا و پا : كه جملهء عرب . [ ( 6 - ) ] ساير نسخ : در ان .