تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
رسيد ، قوم ثقيف كه رئيس و مهتر آن جايگاه بود [ 1 ] ، دانستند كه با أبرهه [ 2 ] برنيايند ، آنگاه تحفهاى بسيار راست كردند و [ 3 ] پيش وى باز شدند و گفتند : اى ملك ، ما همه بنده و خدمتگار توايم [ 4 ] كه ملك از بهر خراب كردن طائف نيامده است و اين ساعت ما را التماس از ملك آنست كه از ما تجاوز كند و تعرّض لات كه معبدگاه ماست نرساند تا با ملك كسى بفرستيم كه دليلى كند ، تا ملك را به مكّه رساند ، و ولايت ما به حال خود رها كند . ولات جايگاهى بود در طائف كه اهل طائف آن را [ 5 ] مىپرستيدند . پس أبرهه از آنجا تجاوز نمود و تعرّض اهل طائف نرسانيد [ 6 ] . پس اهل طائف يكى را در پيش او كردند تا لشكر وى را دليلى كرد تا به مكّه ، و نام آن كسى ابو رغال بود . و ابو رغال در پيش لشكر حبش بود و ايشان را دليلى مىكرد تا يك [ 7 ] منزلى مكّه ايشان را فرود آورد ، [ جائى كه آن را مغمّس گفتندى . چون بدان منزل رسيدند ] ، پس ابو رغال بمرد و وى را هم آنجا دفن كردند . و عرب بعد از ان گور وى را سنگسار كردند از بهر آنكه دليلى لشكر أبرهه كرده بود . و اين ساعت هنوز آن عادت مانده است و هر كس كه بگور وى رسد ، سنگ بگور وى اندازد و نفرين بر وى كند . پس أبرهه ، چون بدان منزل فرود آمد ، اميرى را با لشكر [ 8 ] بحوالى مكّه فرستاد و گلهء [ 9 ] اشتران مكّه غارت كردند و
هامش
[ ( 1 - ) ] روا و پا : رئيسان و مهتران طائف بودند . در متن عربى ج 1 ص 48 چنين است : خرج اليه مسعود بن معتّب . . . فى رجال ثقيف . . . فقالوا له . [ ( 2 - ) ] روا و پا : و لشكر وى . [ ( 3 - ) ] روا و پا : و بر گرفتند . متن عربى ج 1 ص 49 تصريحى براست كردن تحفها ندارد . [ ( 4 - ) ] روا و پا : و مىدانيم كه ملك از براى طائف و خراب كردن لات نيامده است . بلكه به قصد مكه و خراب كردن كعبه بيرون آمده است اكنون . [ ( 5 - ) ] روا و پا : چون كعبه . [ ( 6 - ) ] روا : متعرض طائف و اهل آن جايگاه نشد . [ ( 7 - ) ] روا و پا : بيك . . . و عبارات داخل [ ] در سطر 11 از روا نقل شد . [ ( 8 - ) ] ساير نسخ : لشكرى . [ ( 9 - ) ] روا : رمه‌هاى . . . ( روا و ايا ) جمله بغارتيدند .