تن از نجران بقتل آورد . و اين جمله آنست كه حق تعالى در قرآن مجيد ياد كرد و گفت :
قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ . النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ . إِذْ هُمْ عَلَيْها قُعُودٌ . وَ هُمْ عَلى ما يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ . وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ [ 1 ]
.
و أخدود گوها باشد ، كه در زمين فرو برند در ان مثل خندقى يا جوئى ، كه حق سبحانه و تعالى از فعل زرعهء ذو نواس كه با اهل نجران كرد [ 2 ] خبر باز داد و گفت : اين همه با اهل نجران كرد [ 3 ] ، كه ايشان بخداى و پيغمبر وى ايمان آوردند و بت پرستيدن رها كردند ، و لكن ما از فعل ايشان غافل نيستيم ، فرداى قيامت همچنان كه ايشان اهل نجران به آتش بسوختند ، ما ايشان را [ 4 ] همچنان كه ايشان را سوختند باز سوزانيم ، و عذاب آخرت به چندين بار [ 5 ] سخت است از ان .
إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذابُ الْحَرِيقِ [ 6 ]
.
چنين [ 7 ] گويند كه : در زمان [ 8 ] عمر خطّاب ، رضى اللّه عنه ، در خرابهاى چاهى فرو مىبرد [ 9 ] [ يكى ] از اهل نجران ، و گورى در آن چاه پيدا شد و شخصى ديدند كه در آن گور نشسته بود و دست [ بر سر خود نهاده . آن مرد برفت و
هامش
[ ( 1 - ) ] بروج ، 4 تا 8 .
[ ( 2 - ) ] روا و پا : آن حركت كرد .
[ ( 3 - ) ] روا و ط و پا : از بهر آن .
[ ( 4 - ) ] روا و پا : به آتش دوزخ بسوزانيم .
[ ( 5 - ) ] ايا : نوع سختتر .
[ ( 6 - ) ] بروج ، 10 .
[ ( 7 - ) ] روا : همچنين .
[ ( 8 - ) ] روا : روزگار .
[ ( 9 - ) ] در اصل و ايا بخلاف ساير نسخ : بردند از اهل نجران . در متن عربى ج 1 ص 37 :
انّ رجلا من اهل نجران .