ربيعة بن نصر باز يمن رفت و پادشاهى آن جايگاه بدست گرفت [ 1 ] و مدّتى ملك مىراند . اتّفاق را خوابى عجيب بديد و از ان بترسيد و معبّران از تعبير آن عاجز شدند ، تا سطيح و شقّ بخواندند و ايشان خواب وى تعبير كردند و آنچه حاصل [ 2 ] مضمون آن بود ، با وى بگفتند و در تعبير آن خواب از نبوّت پيغمبر ما ، عليه السّلام ، خبر باز دادند و از بعث و قيامت او را بياگاهانيدند ، و حكايت آن خواب و تعبير ايشان بتفصيل گفته آيد .
و سطيح و شقّ در آن وقت دو شخص بودند كه حق تعالى ايشان را فراستى راست بداده بود و انديشهء صائب ايشان را ارزانى [ 3 ] داشته بود و از أحكام غيب خبرى باز مىدادند و از احوال مستقبل نشانهاى باز مىگفتند ، چنان كه در صنعت [ 4 ] كهانت و علم فراست در آن عهد نظير خود نداشتند ، و اين سخنهاى ايشان * و عجايب احوال ايشان تو را معلوم شود .
حِكايت ربيعة بن نصر و قصّهء سطيح و شقّ
محمّد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد كه :
ربيعة بن نصر از فرزندان عمرو بن عامر بود ، چنان كه [ 5 ] از پيش گفته [ 6 ] شد ، و پادشاهى يمن بدست فرو گرفت ، و اصل پادشاهى يمن از ان تبّع بود ، لكن در آن وقت پادشاهى از دست ايشان رفته بود و هر وقتى در دست ديگر [ 7 ] ، بيرون از آن قوم ، بود ، تا آن زمان كه پادشاهى آن جايگه
هامش
[ ( 1 - ) ] ساير نسخ : فرو گرفت .
[ ( 2 - ) ] ساير نسخ : حاصل و .
[ ( 3 - ) ] روا : روزى گردانيده بود .
[ ( 4 - ) ] در اصل : بخلاف روا و عبارات بعدى : صفت .
[ ( 5 - ) ] ساير نسخ بجز ايا : كه حكايت وى .
[ ( 6 - ) ] روا و ط : رفت .
[ ( 7 - ) ] ايا : ديگرى . روا و ط : كسى از بيرون متداول .