مختلفهء آن دادهاند . عنوانهاى مزبور در طبع و وستنفلد عينا به صورتى كه در نسخههاى خطّى قديمى وجود داشته و با تفاوتهاى جزئى در چاپ قاهره ( مطبعهء مصطفى البانى ، 1355 در 4 جزء ) مشاهده مىشود .
اين عنوانها بازگو كنندهء وقايعى است كه در فقرات مختلفهء كتاب آمده است ، ولى فقرات مزبور را به يك ديگر پيوند نمىدهد . به همين لحاظ است كه مترجم مىگويد : « اگر كسى خواستى كه حكايتى خاص يا واقعهاى معيّن از ان طلب كردى ، همهء كتاب را تعديد بايستى كردن [ 1 ] » و دليل مجزا و مستقل ماندن مضمون فقرات كتاب را از يك ديگر چنين ذكر مىكند : « زيرا كه مصنّف كتاب روايت را رعايت كرده است ، و مراسم و مراتب نقل نگاه داشته است ، و اگر ما اين ترجمه را هم بدان سياق مىبرانديم ، و هم بدان منوال مىببافتيم ، خوانندگان را از فوايد آن دور تر مىافتادند [ 2 ] » . به همين مناسبت است كه مترجم با در نظر گرفتن ارتباط وقايع با يك ديگر از لحاظ سنخيّت و يا توالى زمانى ، آنها را دسته بندى كرده و به هر دستهاى عنوان خاصى داده است و هدف خود را در اين عمل چنين ذكر كرده است : « پس تسهيل حال خوانندگان را و تكثير نفع طالبان را .
ما اين ترجمه را به ابواب و حكايات مرتب كرديم . و آن را فهرستى ساختيم .
تا چون كسى در ان نگرد ، در حال به طريق اجمال بداند كه مضمون كتاب چيست .
پس بر سبيل تفصيل هر كدام باب كه او را بايد ، و هر كدام حكايت كه او خواهد .
باز مىكند و مىخواند . اين قدر از بهر ترتيب تغيّرى رفت ، باقى هر چه در كتاب سيرت بود در اين ترجمه بياورديم [ 3 ] » .
با توجّه به آنچه گفتيم مترجم ترجمهء را به سى باب و بابها را در صورت
هامش
[ ( 1 - ) ] ص 7 سطهر 8 همين ترجمه .
[ ( 2 - ) ] ص 7 سطر 5 .
[ ( 3 - ) ] ص 7 سطر 9 .