قبل از اسلام را در زبانى ساده و بدون شاخ و برگ بيان كرده و ضمنا هم هيچگاه در بيان مقصود اصلى آن حكايات و قصهها قصورى نكرده است . امّا تبعيت مترجم از گفتههاى ابن اسحاق و انطباق جملات فارسى با جملات عربى در آنجا واضح و روشن مىگردد كه مطالب سيره مربوط است به شرح احوال و وقايع زندگانى و غزوات رسول اكرم صلعم و اضافهها يا نقصانهائى كه گاه به گاه با مقايسه با عبارات عربى در ترجمه ملاحظه مىشود يا براى روشن شدن مطلب و تأييد آنست يا براى اجتناب از حشو و زوائد و تكرار غير لازم . همچنين است در مورد قصائد طولانى عربى : « كه بيشتر آنست كه فرو گذاشتيم و نياورديم .
از بهر آنكه اشعار عرب از فايدهء عجم دور مىافتد ، مگر اهل فضل را » [ 1 ] در مورد نسب اشخاص و قبائل و ذكر سلسلهء سند أخبار مترجم باز به لحاظ سبك كردن بار خواننده از آوردن آنها احتراز كرده است .
مترجم در مواردى مانند اخبار مربوط به أصحاب الكهف و حكايت ذو القرنين و غيره به تفصيل بيشترى پرداخته است و با تفصيلات مزبور كتاب را آرايش داده و رغبت خواننده را به مطالعهء آن افزايش داده است .
بنابرين مىتوان اين كتاب سيرت رسول اللّه صلعم را در عين اينكه ترجمهاى است از يك كتاب عربى نيز تصنيفى دانست كه بر اساس گفتههاى ابن اسحاق و ابن هشام و اطلاعات و توضيحات مترجم استوار گرديده و بايد آن را يكى از بهترين نصوص دينى ساده و بى آلايش زبان فارسى بشمار آورد .
اما در مورد تنظيم و تقسيم بندى اين ترجمهء فارسى بايد گفت :
متن عربى كتاب سيره به صورتى كه در چاپهاى مختلفه مشاهده مىشود به ابواب و فصول تقسيم نشده است و فقط ظاهرا از زمانى كه آن را به اجزاء بيستگانه و سىگانه تقسيم كردهاند [ 2 ] و يا شايد هم پيش از ان ، عنوانهائى به فقرات
هامش
[ ( 1 - ) ] ص 7 س 10 همين ترجمهء فارسى .
[ ( 2 - ) ] راجع به اجزاء كتاب سيره رجوع شود به ص 81 ( فا ) همين مقدمه .