بيايد ، به اين نتيجه دست يافت كه مترجم اين كتاب پدر ابو المعالى احمد ابرقوهى مذكور يعنى رفيع الدين ابو محمد اسحاق بن أبى عبد اللّه محمد بن المؤيد بن على بن اسماعيل بن ابى طالب همدانى قاضى ابرقوه است و نيز احتمال داده است كه اين شخص در بازگشت از مصر در ابرقوه در سال 622 به دستور سعد بن زنگى به ترجمهء كتاب پرداخته است . علامهء مينوى در پايان تحقيقات خود احتمال ديگرى نيز داده است به اين شرح : « اگر مؤلف همين مرد [ رفيع الدين اسحاق بن محمد ] باشد حدس ديگرى نيز مىتوان زد ، و آن اينكه قبلا يك بار به شام و مصر رفته بوده است و سيره را بر ابن الجبّاب تنها خوانده بوده است و برگشته و در 612 كتاب را ترجمه كرده بود و سپس در سال 619 بار دوم سفر كرده و به صحبت خود دو پسرش را نيز برده است تا آنچه را كه خود شنيده بوده است آنها هم بشنوند » .
چنان كه خواهيم ديد اين حدس اخير آن شادروان به واقعيت نزديكتر است زيرا در مداركى كه بعدا به آنها دست يافتيم قرائن ديگرى در تاييد تاريخ 612 وجود دارد .
اينك معلوماتى را كه دربارهء مترجم كتاب سيره بر اساس يادداشتهاى شادروان علّامه مينوى در دست بود و اطلاعاتى كه پس از وفات آن شادروان ( ششم بهمن ماه سال 1355 ) جمع آورى كردهايم از نظر مىگذرانيم .
خاندان رفيع الدين اسحاق همدانى وبرى قاضى ابرقوه
يادداشتهائى كه از شادروان علّامه مجتبى مينوى به جاى مانده شامل شرح حال شيخ فقيه ابو محمّد اسحاق بن الشيخ الاجل محمد بن المؤيّد بن على بن اسماعيل بن ابى طالب همدانى الأصل مصرى المولد الوبرى [ 1 ] الشّافعى قاضى ابرقوه
هامش
[ ( 1 - ) ] دربارهء اينكه چه كسانى به وبرى معروف بودهاند رجوع شود به : ذهبى ، المشتبه قاهره ، عيسى البابى ، 1962 ، ص 658 ، ابن ماكولا ، الاكمال ، ج 3 ص 359 .