برگردانده و به صورتى كه اكنون از نظر خوانندگان مىگذرد درآورده است نص صريح و حتى اشارهاى هم در مآخذ مختلفه وجود ندارد و در نسخههائى هم كه از اين ترجمه بدست ما رسيده و يا از وجود آنها آگاهى يافتهايم در اين باره اشارهاى نرفته است [ 1 ] . بنابرين تا زمانى كه مدرك قابل اعتماد و دليل قانع كنندهاى كشف نشده ، بايد موقتا و به عنوان فرضيّه كسى را كه بر اساس اطلاعات حاصله از ديباجهء اين ترجمه و ساير مآخذ مىتوان احتمال داد كه او بايد مترجم اين كتاب سيره باشد معرفى نمود و به عنوان برگردانندهء اين كتاب از تازى به پارسى قبول كرد .
اكنون بايد نگريست و ديد چه اطلاعاتى و چه معلوماتى از ديباجهء اين كتاب و ساير مآخذ بدست مىآيد :
هامش
[ ( 1 - ) ] دوست ارجمند گرامى آقاى محمد تقى دانش پژوه در صفحهء 125 مجلد اول فهرست ميكروفيلمهاى كتابخانهء مركزى دانشگاه ( تهران 1348 ) در توصيف ميكروفيلمهاى مربوط به نسخههاى ترجمهء سيرة النبى بر اساس يادداشتهاى مرحوم علامه مجتبى مينوى كه در اختيار ايشان گذارده بودم ترجمهء سيره را به قاضى رفيع الدين ابو محمد اسحاق بن محمد ابرقوهى نسبت دادهاند . ولى در مجلهء راهنماى كتاب شمارههاى 5 و 6 سال دوازدهم ( مرداد - شهريور 1348 ) و سپس در صفحهء 96 مجلد دوم فهرست ميكروفيلمهاى كتابخانهء مركزى ( چاپ بهمن 1353 ) در توصيف ميكرو فيلم نسخهء كتابخانهء مجلس ، مترجم سيره را غياث الملك اسماعيل بن نظام الملك دانستهاند و حال آنكه غياث الملك در 763 كتاب تعبير السلطانى را تأليف كرده و نمىتواند مترجم كتاب سيره كه در 612 يا 622 ترجمه شده است باشد . اين اشتباه ظاهرا از آنجا ناشى شده كه دانشمند گرامى آقاى ايرج افشار در صورت - بردارى از كتابهاى خان ملك ساسانى در پشت نسخهاى از ترجمهء سيره نام نظام - الملك ابرقوهى را ديدهاند ( رجوع شود به نشريهء كتابخانهء مركزى ، نسخههاى خطى ، دفتر پنجم ص 114 ، چاپخانهء دانشگاه ، 1346 ) و از ديدن اين نام در پشت كتاب كه معلوم نيست الحاقى بوده يا اصيل چنين تصور رفته كه نام مزبور نام مترجم است .