دانشمندان مزبور مانند محدثان زمان خود از اقطار بعيده براى كسب علم به خدمت علما شتافته و كوشيدهاند تا محدثانى را كه به علوّ اسناد ، يعنى كمى وسائط و كوتاهى سلسلهء رواة تا مروىّ عنه اصلى يعنى رسول اكرم صلعم يا يكى از صحابه يا تابعين يا يكى از ائمهء مشهور حديث ، متّصف بودهاند درك و استماع كرده اجازهء روايت دريافت دارند و قواعد نقل و قيود « روايت و ثبت سماع و قرائت » را مرعى دارند و « ثقات از زمرهء رواة و طايفهء عدول از جملهء حفّاظ » [ 1 ] را بشناسند . اين مراودات و سفرها و اين شرائط و قواعد گوشهاى از اين حقيقت را روشن مىسازد كه از همان ابتدا يعنى اواخر قرن اوّل و أوائل قرن دوم هجرى به تدريج تا حدود قرن هفتم كه مرحلهء كمال آنست ، مسلمانان در اثر توجه خاصّى كه به جمع آورى و تدوين أحاديث و أخبار پيدا كرده بودند ، حوزههاى علمى بزرگى از محدّثان و ارباب خبر در بلاد مختلفهء اسلامى ايجاد نموده بودند كه از دور و نزديك افرادى از اقوام و ملل مختلفه در ان حوزهها حضور مىيافتند .
چون شدّ رحال در طلب علم و سماع أخبار از محدّثان موثّق و صاحب مزيّت علوّ إسناد از لوازم درك كمال در علم حديث به شمار مىآمد ، لاجرم هر حوزهاى از حوزههاى بلاد اسلامى ، در اثر تردّد مردم دور دست و نا آشنا ، به صورت پايگاهى شورانگيز در مىآمد ، و در آنجا بين افرادى كه از اقوام مختلفه به دور هم گرد مىآمدند ، روابط استاد و شاگردى و دوستى و مصادقت برقرار مىشد و اطلاعات و معلومات زيادى ميان ايشان ردّ و بدل مىگرديد . نزديكى اين اشخاص با يك ديگر و تردّد ايشان از حوزهاى به حوزهء ديگر بطور دائم ، موجب مىگرديد كه ميان سرزمينها و اقصى بلاد دنياى آن روز شبكههاى ارتباطى منظّمى ايجاد گردد و به اين وسيله روابط و نزديكى آفاق و أنفس آسان شود و چنان علقههائى به وجود آيد كه در
هامش
[ ( 1 - ) ] نقل از ديباجهء همين ترجمهء فارسى ص 2 .